چگونگي‌ تسليم‌ شدن‌ قدرتها

 

 

  منبع :پایگاه اطلاع رسانی حوزه

 اين‌ سو‌ال‌ - كه‌ بسياري‌ مي‌پرسند - در ابتداي‌ سو‌الاتي‌ كه‌ حول‌ محور ظهور حضرت‌ مهدي‌ (ع) به‌ ذهن‌ مي‌آيد مطرح‌ مي‌شود: حكومت‌ها چگونه‌ براي‌ حضرت‌ مهدي‌ (ع) خاضع‌ مي‌گردند. آن‌ حضرت‌ چگونه‌ بر دولت‌ها و حكومت‌ها پيروزي‌ مي‌يابند. موضع‌ حكومت‌ها و دول‌ بزرگ‌ در برابر حضرت‌ مهدي‌ (ع) چيست. اين‌ موضوع‌ جد‌اً‌ حساس‌ است‌ و پاسخگوئي‌ به‌ آن‌ مقداري‌ شرح‌ و تحليل‌ مي‌خواهد،

لذا گوئيم: حكومت‌ها و دولت‌ها از افرادي‌ - كه‌ هيا‌ت‌ حاكمه‌ باشند - تشكيل‌ شده‌اند و طبيعي‌ است‌ كه‌ هر يك‌ از انان‌ امور را درك‌ نموده‌ و وقايع‌ را مي‌فهمد. حكومت‌ها بر سلاحها و مهمات‌ جنگي‌ تكيه‌ دارند و سلاحها در دست‌ ارتش‌ است، از كوچكترين‌ سرباز تا بزرگترين‌ فرمانده. حكومت‌ها همچنين‌ بر قواي‌ مسلح‌ مانند سربازان‌ و يا نيروهاي‌ مردمي‌ و يا نظام‌ ارتشي‌ متكي‌ مي‌باشند. اين‌ ابزاري‌ است‌ كه‌ دولت‌ها و حكومت‌ها بر آنهاتكيه‌ مي‌كند و به‌ آنها قدرتمند شده‌ به‌ كمك‌ آنان‌ با دشمنان‌ مي‌جنگند. حكومت‌ها - اگر اين‌ ابزار با آنان‌ همراه‌ و مطيع‌ آنان‌ نباشند - چي‌ مي‌توانند كرد! هيا‌ت‌ حاكمه‌ يا نظام‌ حاكم‌ - زماني‌ كه اين‌ قوا با آنهاهم‌ فكر و هم‌ عقيده‌ نباشند - چه‌ مي‌كنند! حكومت‌ها از سپاهيان‌ خويش‌ بيش‌ از سپاهيان‌ دشمن‌ مي‌هراسند، زيرا پيروزي‌ بر دشمن‌ به‌ وسيله‌ سپاهيان‌ موجود در داخل‌ و در اختيار دولت‌ امكان‌پذير است‌ ولي‌ پيروزي‌ بر سپاه‌ خودي‌ - زماني‌ كه‌ نافرماني‌ پيش‌ گيرند - امكان‌پذير نخواهد بود.

حكومت‌ها - هنگامي‌ كه‌ نيروهاي‌ مسلحشان‌ انحراف‌ و يا با آنان‌ اختلاف‌ فكري‌ پيدا كنند - وسيله‌اي‌ ندارند تا بتوانند در برابر آنها بايستند. آري، در اينجا تنها وسيله‌ براي‌ ايستادن‌ مقابل‌ ارتش‌ متمرد، تكيه‌ كردن بر مردم‌ و ياري‌ طلبيدن‌ از آنهاست‌ ولي‌ اين‌ فعاليت‌ نيز - زماني‌ كه‌ مردم‌ هم‌ صدايشان‌ را با ارتش‌ يكي‌ كرده‌ همراه‌ با آنان‌ در برابر طبقه‌ حاكم‌ ظالم‌ از جاي‌ برخيزند - بي‌ ثمر خواهد ماند. قبلاً‌ گفتيم‌ كه‌ رسول‌ خدا (ص) خبر داده‌اند كه‌ حضرت‌ مهدي‌ (ع) قيام‌ بر شمشير مي‌فرمايند. اين‌ سخني‌ است‌ كه‌ استهزاگران‌ آن‌ را وسيله‌اي‌ براي‌ هوچيگري‌ يافته‌اند و اينگونه‌ مسخره‌ مي‌كنند و مي‌گويند: كاربرد شمشير در برابر سلاح‌هاي‌ كشنده‌اي‌ كه‌ بر هر چيز بگذرد آن‌ را به‌ خاكتر تبديل‌ مي‌كند چيست. سلاحهائي‌ مانند بمبها و اقسام‌ گوناگون‌ نارنجك‌ها و انواع‌ متفاوت‌ موشكهاي‌ نزديك‌ بُرد و دور بُرد و توپ‌ها و مسلسل‌ها و تفنگ‌ها و تپانچه‌ها و تانك‌ها و زره‌پوش‌ها و ديگر وسائل‌ رزمي‌ خشكي‌ و دريائي‌ و هوائي‌ كه‌ براي‌ قتل‌ عام‌ انسان‌ها ساخته‌ شده‌اند. ارزش‌ شمشير و تا‌ثير آن‌ در برابر اين‌ وسائل‌ و ادَوات‌ و وسائلي‌ كه‌ به‌ سرعت‌ هر چه‌ تمامتر انسانها را نابود مي‌كنند چه‌ مقدار است.!

براي‌ پاسخگوئي‌ اين‌ سو‌ال‌ مانعي‌ ندارد كه‌ مقدمه‌اي‌ را ذكر كنيم، شايد ضروري‌ و مفيد باشد:
پيشتر آورديم‌ كه‌ تعداد فراواني‌ از احاديث‌ به‌ فرود آمدن‌ حضرت‌ عيسي‌ مسيح‌ (ع) از آسمان‌ صراحت‌ دارند و ثابت‌ گرديده‌ است‌ كه‌ خداي‌ تعالي‌ پيامبر خود عيسي‌ مسيح‌ را به‌ آسمان‌ بالا برد. گواه‌ اين‌ سخن‌ اين‌ آيه‌ قرآن‌ است‌ كه‌ سخن‌ كساني‌ را كه‌ مد‌عي‌ كشته‌ شدن‌ ايشانند رد‌ مي‌كند:

و قولهم‌ انا قتلنا المسيح‌ عيسي‌ بن‌ مريم‌ رسول‌ الله. و ماقتلوه‌ و ما صلبوه‌ و لكن‌ شبه‌ لهم. و ان‌ الذين‌ اختلفوا فيه‌ لفي‌ شك‌ منه. ما لهم‌ به‌ من‌ علم‌ الا اتباع‌ الظن. و ما قتلوه‌ يقيناً‌ بل‌ رفعه‌ الله اليه و سخن‌ آنان‌ چنين‌ بود: ما مسيح‌ عيسي‌ بن‌ مريم، رسول‌ خدا را كشتيم. او را نكشتند و به‌ صليب‌ نكشيدند، بلكه‌ مطلب‌ بر انان‌ مشتبه‌ گرديد و آنانكه‌ در او اختلاف‌ نمودند درباره‌اش‌ به‌ شك‌ افتادند. آنان‌ را درباره‌ او اط‌لاعي‌ نيست‌ جز آن‌ كه‌ از ظن‌ خويش‌ پيروي‌ نمودند. به‌ يقين‌ او را نكشتند، بلكه‌ خدا او را به‌ سوي‌ خود بالا برد.

 احاديث‌ درباره‌بالا رفتن‌ حضرت‌ عيسي‌ بن‌ مريم‌ (ع) به‌ آسمان‌ زيادند و اينكه‌ ان‌ بزرگوار هم‌ اكنون‌ در آسمان‌ زنده‌اند و روزي‌ مي‌خورند. از بالا رفتن‌ ايشان‌ بيش‌ از هزار و نهصد سال‌ مي‌گذرد. پيشتر تعدادي‌ از ان‌ احاديث‌ را ذكر نموديم. آن‌ احاديث‌ تصريح‌ مي‌نمايند كه‌ حضرت‌ عيسي‌ بن‌ مريم‌ (عليهما السلام) به‌ هنگام‌ ظهور حضرت‌ مهدي‌ (ع) فرود آمده‌ در نماز به‌ حضرت‌ صاحب‌ الامر (ع) اقتدا خواهد كرد و با آن‌ بزرگوار نماز خواهد گزارد.  به‌ حكمت‌ بالغه‌ و تدبير بزرگ‌ بينديشيد، مسيح‌ را به‌ آسمان‌ بالا بُرد تا براي‌ روزي‌ بزرگ‌ و هدفي‌ ارزنده‌ و عنايتي‌ والا وي‌ را ذخيره‌ گرداند!  فايده‌ و حكمت‌ فرود آمدن‌ حضرت‌ مسيح‌ به‌ زمين‌ به‌ هنگام‌ ظهور حضرت‌ مهدي‌ (ع) چيست. چه‌ وابستگي‌ بين‌ نزول‌ حضرت‌ مسيح‌ و ظهور امام‌ عصر (ع) وجود دارد. بين‌ اين‌ دو حادثه‌ چه‌ مناسبتي‌ موجود است.  قبل‌ از هر چيز...شايسته‌ است‌ كه‌ فراموش‌ ننمائيم‌ تعداد مسيحيان‌ در جهانِ‌ امروز بيش‌ از يك‌ ميليارد نفر است. رو‌ساء دولت‌ها و ملتهاي‌ اروپائي، همه‌ و يا اكثر آنان، مسيحي‌ هستند و نيز بيشتر زمامداران‌ كشورهائي‌ افريقائي‌ و ملت‌هاي‌ آنان‌ و دولت‌هاي‌ امريكائي‌ شمالي‌ و جنوبي.

عقيده‌ مسيحيان‌ در مورد حضرت‌ عيسي‌ بن‌ مريم‌ (عليهما السلام) در قرآن‌ مشهور و معروف‌ است. خداي‌ تعالي‌ چنين‌ مي‌فرمايند:

و قالت‌ النصاري: المسيح‌ ابن‌ الله  ترسايان‌ گفتند: مسيح‌ فرزند خداست. 

و مي‌فرمايد:  و اذ قال‌ الله: يا عيسي‌ بن‌ مريم! ءانت‌ قلت‌ للناس‌ اتخذوني‌ و امي‌ الهين‌ من‌ دون‌ الله قال: سبحانك! ما يكون‌ لي‌ ان‌ اقول‌ ما ليس‌ لي‌ بحق. ان‌ كنت‌ قلته‌ فقد علميته. تعلم‌ ما في‌ نفسي‌ و لا اعلم‌ ما في‌ نفسك. انك‌ انت‌ علام‌ الغيوب

زماني‌ كه‌ خداي‌ تعالي‌ فرمود: اي‌ عيسي‌ بن‌ مريم، آيا تو به‌ مردم‌ گفته‌اي‌ كه‌ من‌ و مادرم‌ را دو خدا، جز خداوند عالم‌ بدانيد! عرض‌ كرد: خدايا، تو منزهي! مرا نرسد كه‌ چيزي‌ را كه‌ حق‌ گفتنش‌ را ندارم، بگويم. اگر آن‌ را گفته‌ بودم‌ تو آن‌ را مي‌دانستي. تو آنچه‌ را كه‌ در نفس‌ من‌ است‌ مي‌داني‌ ولي‌ من‌ آنچه‌ را كه‌ تو مي‌داني‌ نمي‌دانم. همانا تو داننده‌ پنهاني‌ها مي‌باشي.

خداي‌ تعالي‌ فرمايد:

لقد كفر الذين‌ قالوا ان‌ الله هو المسيح‌ بن‌ مريم  آنكه‌ گفتند: خدا، همان‌ مسيح‌ بن‌ مريم‌ است، كافر شدند.

شاعر گويد: تعجب‌ است‌ كه‌ نصاري‌ درباره‌ مسيح‌ گفتند: خدا پدر اوست!  سپس‌ گفتند: فرزند خدا نيز خداست. آنگاه‌ به‌ ناداني‌ به‌ عبادت‌ او پرداختند.

در اين‌ زمان‌ نشرياتي‌ گمراه‌ را مي‌يابيم‌ كه‌ مبشران‌ مسيحي‌ منتشر و در آنها به‌ چنين‌ دروغي‌ تصريح‌ نموده‌اند، چون: مسيح‌ پروردگار، پروردگار مسيح، خداي‌ نجات‌ دهنده‌ و مانند اين‌ كلمات‌ كفرآميز...به‌ راستي‌ ساحت‌ قدس‌ ربوبي‌ از انچه‌ كه‌ آنان‌ گويند بس‌ مرتبه‌تر است!  زماني‌ كه‌ مسيحيان‌ بشنوند كه‌ عيسي‌ بن‌ مريم‌ (ع) اقداء نموده‌ است، آيا دولت‌ يا ملتي‌ مسيحي‌ در دنيا باقي‌ مي‌ماند كه‌ با حضرت‌ مهدي‌ (ع) به‌ پيكار برخيزد! هرگز... بلكه‌ همه‌ مي‌بينند كه‌ مسيحيان‌ زير پرچم‌ حضرت‌ بقية‌الله (ارواحنا فداء) داخل‌ گرديده‌ دين‌ اسلام‌ را مي‌پذيرند. ذيلا‌ برخي‌ از احاديثي‌ را كه‌ به‌ اين‌ امر اشاره‌ دارد ذكر مي‌نمائيم:

از حضرت‌ باقر (ع) نقل‌ شده‌ كه‌ در خبري‌ طولاني‌ چنين‌ فرمودند: زماني‌ كه‌ نزد او 000/10 مرد گرد آيند هيچ‌ يهودي‌ و نصراني‌ باقي‌ نمي‌ماند مگر انكه‌ به‌ وي‌ ايمان‌ اورده‌ تصديقش‌ مي‌نمايد.

اين‌ حديث‌ به‌ صورت‌ ديگري‌ نيز نقل‌ گرديده‌ است: هنگامي‌ كه‌ نزد او 000/10 نفر جمع‌ شوند، هيچ‌ يهودي‌ و نصراني‌ و هيچ‌ كس‌ كه‌ غير خدا را بپرستد باقي‌ نمي‌ماند، مگر آنكه‌ به‌ وي‌ ايمان‌ آورده‌ تصديقش‌ كند. همه‌ يك‌ ملت‌ خواهند شد، ملت‌ اسلام. بر هر چه‌ كه‌ به‌ جاي‌ خداي‌ تعالي‌ پرستيده‌ شود آتشي‌ از آسمان‌ فرود آمده‌ آن‌ را خواهد سوزاند.

از حضرت‌ علي‌ (ع) روايت‌ شده‌ كه‌ فرمودند: زماني‌ كه‌ سفياني‌ لشكري‌ را براي‌ جنگ‌ با مهدي‌ مي‌فرستد و زمين‌ در بيداء آنان‌ را در خود فرو مي‌برد. اين‌ خبر به‌ اهل‌ شام‌ مي‌رسد. به‌ والي‌ خود گويند:  مهدي‌ قيام‌ كرده‌ است. با او بيعت‌ كن‌ و در اطاعتش‌ درآي‌ وگرنه‌ ترا مي‌كشيم. او كسي‌ را براي‌ اعلام‌ بيعت‌ به‌ سوي‌ مهدي‌ مي‌فرستد. مهدي‌ حركت‌ مي‌كند تا در بيت‌ المقدس‌ فرود مي‌ايد. خزانه‌ها به‌ وي‌ منتقل‌ مي‌شود. عرب‌ و عجم‌ و كافران‌ حربي‌ و روم‌ و غير آنان‌ بدون‌ جنگ‌ و خونريزي‌ در اطاعتش‌ در مي‌ايند، تا جايي‌ كه‌ مسجدها در قسطنطنيه‌ و نقاط‌ ديگر ساخته‌ مي‌شوند...

بنابراين...در اين‌ هنگام‌ انواع‌ سلاحها از استعمال‌ خواهند ماند، زيرا به‌ استفاده‌ از آنها نخواهد بود.

اما يهود... آنان‌ نزد حضرت‌ مهدي‌ (ع) گرد آيند. آن‌ حضرت‌ براي‌ آنان‌ الواح‌ تورات‌ را - كه‌ در برخي‌ از كوهها مدفون‌ است‌ خارج‌ خواهد فرمود. آنان‌ نيز اوصاف‌ و نشانه‌هاي‌ امام‌ را در آن‌ الواح‌ خواهند يافت. پس‌ هيچ‌ يهودي‌ باقي‌ نخواهد ماند مگر آنكه‌ دين‌ اسلام‌ را مي‌پذيرد. از حضرت‌ امام‌ باقر (ع) روايت‌ گرديده‌ كه‌ فرمودند: مهدي‌ اش‌ ناميده‌اند، چرا كه‌ به‌ امري‌ پنهان‌ هدايت‌ شود و تورات‌ و انجيل‌ را از سرزميني‌ - كه‌ به‌ آن‌ انطاكيه‌ گويند. بيرون‌ خواهد آورد.

در برخي‌ روايات‌ آمده: وي‌ را مهدي‌ ناميده‌اند، چون‌ به‌ اسفاري‌ از تورات‌ راهنمائي‌ مي‌شود. آنها را از كوههاي‌ شام‌ بيرون‌ مي‌آورد و يهود را به‌ آن‌ اسفار مي‌خواند. با ديدن‌ آن‌ كتاب‌ها، جمعيت‌ فراواني‌ در حد‌ 000/30 نفر تسليم‌ وي‌ خواهند شد. در كتاب‌ اسعاف‌ الراغبين آمده‌ است:  مهدي‌ تابوت‌ سكينه‌ را از غار انطاكيه‌ و اسفار تورات‌ را از كوههاي‌ شام‌ بيرون آورده‌ به‌ وسيله‌ آن‌ اسفار با يهود به‌ محاجه‌ بر خواهد خاست. پس‌ بسياري‌ از انان‌ تسليم‌ وي‌ خواهند شد.

ظاهرا‌ يهوداني‌ كه‌ بار اول‌ داخل‌ در اسلام‌ خواهند شد 000/30 نفرند. آنگاه‌ اين‌ دفعات‌ مكرر مي‌ شود. در نتيجه‌ هيچ‌ يهودي‌ باقي‌ نخواهد ماند، مگر آنكه‌ داخل‌ در دين‌ اسلام‌ خواهد شد. اين‌ در مورد يهود و نصاري، اما ساير اديان‌ و ملل، واضح‌ است‌ كه‌ اين‌ دگرگوني‌ ناگهاني‌ بزرگ‌ - كه‌ در دولت‌ها و ملت‌ها ايجاد مي‌شود - اثري‌ بزرگ‌ در حكومت‌هاي‌ لامذهبي‌ مانند چين‌ و (كشورهاي‌ اتحاد سابق) شوروي‌ و بسياري‌ از كشورهاي‌ شرق‌ دور خواهد نهاد. آنها نمي‌ توانند چنان‌ حقيقتي‌ را - كه‌ مسير زندگاني‌ اهل‌ عالم‌ را دگرگون‌ مي‌سازد - انكار نمايند، خصوصاإ‌ آنكه‌ حضرت‌ مهدي‌ (ع) مبلغان‌ و دعوت‌ كنندگاني‌ را به‌ سوي‌ آنان‌ وجود ندارد - بخوانند. پس‌ آن‌ دولت‌ها چاره‌اي‌ جز خضوع‌ و گردن‌ گذاشتن‌ در برابر فرمانرواي‌ تازه‌ قوي‌ و مقتدر ندارند. در حديثي‌ كه‌ گذشت، خوانديم‌ كه‌ هيچ‌ غير خداپرستي‌ نخواهد ماند مگر انكه‌ به‌ حضرت‌ مهدي‌ (ع) ايمان‌ خواهد اورد و تصديقش‌ خواهد نمود.

اما شيعه‌ - كه‌ تعدادشان‌ در دنيا از تعداد كل‌ مسلمانان‌ تخمين‌ زده‌ مي‌شود - واضح‌ است‌ كه‌ پيشتاز ملت‌ها خواهند گرديد كه‌ در سايه‌ حضرت‌ مهدي‌ (ع) گرد آمده‌ زير پرچمش‌ جمع‌ خواهند شد. به‌ اين‌ ترتيب‌ اسلام‌ و مسلمانان‌ در تمام‌ سرزمين‌هاي‌ عالم‌ سيادت‌ خواهند يافت‌ و ملت‌ها و حكومت‌ها گروه‌ گروه‌ در دين‌ اسلام‌ وارد مي‌گرداند.  آنچه‌ گفتيم‌ با اين‌ فرض‌ است‌ كه‌ ظهور حضرت‌ مهدي‌ (ع) پيش‌ از وقوع‌ جنگ‌ سوم‌ جهاني‌ - كه‌ احتمالش‌ زياد است‌ - انجام‌ پذيرد، اما اگر (خداي‌ ناخواسته) جنگ‌ سوم‌ جهاني‌ اتفاق‌ افتد و ظهور حضرت‌ ولي‌ عصر (ع) پس‌ از انجا واقع‌ شود، واقعاإ‌ نمي‌توان‌ گفت‌ چه‌ تعدادي‌ از بشر روي‌ زمين‌ باقي‌ خواهد ماند! خصوصاإ‌ آنكه‌ مسلماإ‌ در چنين‌ جنگي‌ وسائل‌ مرگ‌ زدائي‌ مانند سلاحهاي‌ هسته‌اي‌ و بمب‌هاي‌ هيدروژني‌ و امثال‌ آنها به‌ كار خواهد رفت.  معني‌ اين‌ سخن‌ ان‌ است‌ كه‌ اما (ع) پس‌ از آنكه‌ بيش‌ از 60درصد  اهل‌ زمين‌ هلاك‌ شدند و افراد باقيمانده‌ را نيز ترس‌ و وحشت‌ از پاي‌ درآورد و شبَح‌ نابودي‌ ناتوانشان‌ ساخت‌ و زندگاني‌ به‌ جهنمي‌ غير قابل‌ تحمل‌ تبديل‌ گرديد، ظاهر مي‌شوند.

 در آن‌ هنگام‌ است‌ كه‌ بشر از تمام‌ تمدنهاي‌ ساختگي‌ و همه‌ تئوري‌هاي‌ نارسا و ناتوان، اعم‌ از اقتصادي‌ و اجتماعي‌ و نظاير آن، خسته‌ و نسبت‌ به‌ چنان‌ زندگاني‌ سياهي‌ - كه‌ مرگ‌ بر ان‌ شرافت‌ دارد - متنفر خواهد شد.  در ان‌ زمان‌ همه مردم‌ - از هر طبقه‌ كه‌ باشند - منتظر كسي‌ نخواهد بود كه‌ انان‌ را از آن‌ همه‌ پريشاني‌ و بدبختي‌ و نظامها و قوانيني‌ كه‌ براي‌ مردم‌ جز زيان‌ چيزي‌ به‌ همراه‌ نياورده‌ است‌ برهاند. مُصلحي‌ را انتظار مي‌برند كه‌ تمام‌ مفاسد زندگاني‌ را اصلاح‌ نموده‌ بر ان‌ تعليمات‌ و نظامات‌ - كه‌ عصاره‌ مغزهاي‌ جابران‌ و ظغيانگران‌ و ستمگران‌ سنگدل‌ است‌ - چيره‌ شود، حاكماني‌ كه‌ شب‌ و روز در اين‌ انديشه‌ بوده‌اند كه‌ چگونه‌ راههاي‌ تنفس‌ را بر مردم‌ تنگ‌ و چگونه‌ ريسمانهاي‌ بندگي‌ و بردگي‌ را بر انان‌ محكمتر سازند و چگونه‌ آزاديهائي‌ را كه‌ خدا به‌ انان‌ عنايت‌ فرموده‌ سلب‌ كنند. در ان‌ هنگام‌ كه‌ بشر دريابد كه‌ به‌ خاطر ضربه‌هاي‌ و فشارهائي‌ كه‌ در تما صحنه‌هاي‌ زندگي‌ بر او وارد كرده‌اند، ديگر او را كرامتي‌ نيست، كسي‌ را انتظار مي‌كشد كه‌ به‌ فرياد رسي‌ امده‌ او را از ان‌ زندگانيِ‌ سراپا تعب‌ و رنج‌ نجات‌ بخشد.

در اين‌ مورد سخني‌ از حضرت‌ باقر (ع) روايت شده‌ كه‌ فرمودند: دولت‌ ما آخرينِ‌ دولت‌ها خواهد بود. هيچ‌ خانواده‌اي‌ نخواهد ماند مگر انكه‌ به‌ حكومت‌ رسند تا - وقتي‌ كه‌ شيوه‌ ما را ديدند - نگويند: اگر ما حكومت‌ مي‌ياقتيم‌ مانند اينان‌ (يعني‌ امامان‌ اهل‌ البيت) رفتار مي‌نموديم‌ و اين‌ سخن‌ خداي‌ عزوجل‌ است‌ كه:

و العاقبة‌ للمتقين: و سرانجام‌ كار از آن‌ پرهيزگاران‌ است.

وقتي‌ كه‌ امام‌ مهدي‌ (ع) ظاهر شود همگان‌ برايش‌ خاضع‌ خواهند گرديد و زمام‌ امورشان‌ را تسليم‌ وي‌ خواهند نمود، به‌ اين‌ اميد كه‌ رهائي‌ انان‌ به‌ دست‌ ان‌ بزرگوار باشد.  و نيز... ممكن‌ است‌ حضرت‌ مهدي‌ (ع) به‌ طريق‌ ديگر بر كره‌ زمين‌ و حكومت‌ها و ملل‌ سيطره‌ يابند و احتمال‌ دارد كه‌ در مقابل‌ سلاحهاي‌ كشنده‌ آنان‌ جنگ‌ افزارهاي‌ كشنده‌تر و نابودكننده‌تر به‌ كار گيرند.  چه‌ مانعي‌ دارد كه‌ خداي‌ تعالي‌ به‌ حضرت‌ مهدي‌ (ع) دانش‌ ان‌ دهد كه‌ سلاحي‌ مقابل‌ تمام‌ سلاحهائي‌ كه‌ حكومت‌ها امروزه‌ استفاده‌ مي‌نمايند به‌ كار برند كه‌ داراي‌ اثري‌ قويتر و شديدتر و سريعتر باشد و تمام‌ اسلحه‌اي‌ را كه‌ دول‌ بزرگ‌ بر آنها تكيه‌ مي‌كنند به‌ راحتي‌ از كار بيندازد.  در اينجا مي‌توان‌ به‌ صورتي‌ وسيع‌ در راههاي‌ مختلف‌ پيكار حضرت‌ مهدي‌ (ع) بحث‌ كرد ولي‌ ما به‌ خاطر رعايت‌ اختصار در كتاب‌ به‌ همين‌ مقدار اكتفا مي‌نمائيم.  آنچه‌ در اين‌ زمينه‌ بيان‌ داشتيم‌ از ديد طبيعي‌ و ماد‌ي‌ بود. اگر بخواهيم‌ كه‌ بحث‌ را با توجه‌ به‌ مسائل‌ ديني‌ و ماوراء طبيعي‌ عنوان‌ كنيم، بايد بگوئيم‌ كه‌ در برابرمان‌ افقهائي‌ پهناور براي‌ تصورات‌ و احتمالات‌ باز خواهد بود.  از ان‌ جمله، افكندن‌ ترس‌ در دلهاي‌ كفار و مشركان‌ و زمامداران‌ ستيزه‌گر با حضرت‌ مهدي‌ (ع) قرآن‌ كريم‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ تصريح‌ نموده‌ و آن‌ را از وسائل‌ پيروزي‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) بر دولت‌ها و گروههاي‌ ان‌ زمان‌ محسوب‌ فرموده‌ است، چنانكه‌ در كتاب‌ خدا مي‌خوانيم:

سنلقي‌ في‌ قلوب‌ الذين‌ كفروا الرعب ما در دل‌هاي‌ كساني‌ كه‌ كافر شدند، به‌ زودي‌ ترس‌ خواهيم‌ افكند.

و قذف‌ في‌ قلوبهم‌ الرعب، فريقاإ‌ تقتلون‌ و تاءسرون‌ فريقاإ در دل‌هاي‌ آنان‌ ترس‌ افكند، گروهي‌ را كشتيد و گروهي‌ را اسير كرديد.

فاتاهم‌ الله من‌ حيث‌ لم‌ يحتسبوا و قذف‌ في‌ قلوبهم‌ الرعب  پس‌ (حكم) خدا از جائي‌ كه‌ گمان‌ نبرده‌اند بر آنان‌ رسيد و در دلهاي‌ آنان‌ ترس‌ افكند.

رسول‌ اكرم‌ (ص) فرمودند: من‌ با سپاه‌ ترس‌ - كه‌ به‌ مسافت‌ يكماه‌ پيشاپيش‌ من‌ در حركت‌ است‌ - ياري‌ شدم.  و نيز فرمودند: پنج‌ چيز به‌ من‌ داده‌ شده‌ است...به‌ وسيله‌ ترس، ياري‌ شده‌ام.

پس‌ از اين...مانعي‌ ندارد كه‌ حضرت‌ مهدي‌ (ع) به‌ وسيله‌ ترس‌ ياري‌ شود، يعني‌ به‌ وسيله‌ افكنده‌ شدن‌ ترس‌ در دلهاي‌ زمامداران‌ صاحب‌ قدرت‌ و امكانات، چنانكه‌ به‌ اين‌ مطلب‌ احاديث‌ روايت‌ است‌ كه‌ فرمودند: قائم‌ ما، ياري‌ شده‌ با سپاه‌ ترس‌ است‌ و تاييده‌ شده‌ به‌ وسيله‌ ياري. زمين‌ براي‌ وي‌ درهم‌ پيچيده‌ مي‌شود و تمام‌ گنجينه‌هايش‌ را براي‌ او آشكار خواهد كرد. خداي‌ تعالي‌ به‌ دست‌ او دينش‌ را بر همه‌ اديان‌ برتري‌ بخشد، هر چند مشركان‌ كراهت‌ داشته‌ باشند.

 و نيز حضرتش‌ در تفسير اين‌ آيه‌ قران‌ و كلام‌ خدا كه‌ فرمود:  اتي‌ امرالله فلا تستعجلوه  امر خداي‌ امد، پس‌ درباره‌اش‌ شتاب‌ نكنيد. فرمودند: آن‌ امر، امر ماست. خداي‌ تعالي‌ امر فرمود كه‌ در آن‌ شتاب‌ نورزيم‌ تا حضرت‌ حق‌ آن‌ را با سه‌ سپاه‌ فرمايد: فرشتگان، مو‌منان، ترس. حضرت‌ باقر (ع) فرمودند: وقتي‌ قائم‌ آل‌ محمد (ع) خروج‌ كند، خداي‌ متعال‌ او را به‌ وسيله‌ فرشتگان‌ نشاندار و فرشتگان‌ صف‌ بسته‌ و فرشتگان‌ فرود آمده‌ و بزرگان‌ از فرشتگان‌ و مقربين‌ آنان، ياري‌ خواهد فرمود، جبرئيل‌ در پيش‌ رو و ميكائيل‌ از سمت‌ راست‌ او و اسرافيل‌ سمت‌ چپش. ترس‌ يك‌ ماه‌ پيشتر از او و از پيش‌ و بالا و پايين‌ همراه‌ وي‌ و فرشتگان‌ مقرب‌ در برابر او هستند. حضرت‌ صادق‌ (ع) چنين‌ فرمود: وقتي‌ كه‌ قائم‌ قيام‌ نمايد، فرشتگان‌ بدر فرود خواهند امد، كه‌ پنج‌ هزار نفرند.

در اين‌ مورد مي‌توان‌ تصور كرد و احتمال‌ داد كه‌ خداي‌ متعال‌ آنچه‌ در اختيار پيامبران‌ قرار داده‌ در اختيار آن‌ حضرت‌ قرار مي‌دهد، مانند: مسخر شدن‌ باد - همانگونه‌ كه‌ آن‌ را براي‌ حضرت‌ سليمان‌ بن‌ داوود (عليهما السلام) مسخر فرمود - و به‌ فرمان‌ درآمدن‌ نيروهاي‌ مختلف‌ طبيعت، مثلاإ‌ باد به‌ اذن‌ خدا همه‌ كار انجام‌ خواهد داد و طوفان‌ - كه‌ داراي‌ تاثيراتي‌ شديد در زمين‌ و هوا و درياهاست‌ و از آن‌ غافل‌ نتوان‌ گرديد - و به‌ همينگونه‌ صاعقه‌ها، كه‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ نتوان‌ به‌ هيچ‌ مقياس‌ تصوري‌ و يا خيالي‌ تاثيراتشان‌ را سنجيد. نتيجتاإ‌ ممكن‌ است‌ كه‌ حضرت‌ مهدي‌ (ع) بر همه‌ نيروهاي‌ طبيعي‌ به‌ اذن‌ خدا تسلط‌ يافته‌ به‌ اجازت‌ و خواست‌ او در آنان‌ تصرف‌ نمايد.

با توجه‌ به‌ اين‌ احتمالات‌ - كه‌ زياد دور از حقيقت‌ نيست‌ - مُشكلي‌ در استيلاء حضرت‌ مهدي‌ (ع) بر جهان‌ و مقابله‌ با قدرت‌هاي‌ جهاني‌ و از بين‌ بردن‌ تلاش‌ها و كوشش‌ هائي‌ كه‌ دشمنان‌ حضرت‌ خواهند نمود باقي‌ نخواهد ماند.  فايده‌ شمشير چيست.  در اين‌ جا اين‌ سو‌ال‌ مطرح‌ مي‌شود: اگر حضرت‌ مهدي‌ (ع) از وسائلي‌ كه‌ در پيش‌ گذشت‌ بهره‌ خواهند گرفت، فايده‌ شمشير چيست؟ و مقصود از احاديثي‌ كه‌ مي‌گويد: حضرت‌ با شمشير قيام‌ مي‌كند، چيست؟  پاسخ‌ آن‌ است‌ كه: برخي‌ از دانشمندان‌ در اينجا از كلمه‌ شمشير، قوت‌ و قدرت‌ برداشت‌ كرده‌اند، زيرا شمشير رمز قدرت‌ است.  به‌ عبارت‌ ديگر، معني‌ قيام‌ به‌ شمشير آن‌ است‌ كه‌ حضرت‌ مهدي‌ (ع) به‌ مدارا و سازش‌ با دشمنان‌ و صبر  بر آزارهاي‌ آنان‌ مامور نيست، به‌ عكسِ‌ انچه‌ جد‌ بزرگوارشان‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) عمل‌ مي‌فرمودند، چرا كه‌ پيامبر مكرم‌ - در برخورد با آزارهائي‌ كه‌ دشمنان‌ براي‌ حضرتش‌ فراهم‌ مي‌آوردند - مامور به‌ صبر بودند.

فرمان‌هاي‌ صبر را خداي‌ تعالي‌ امر مي‌فرمود، اين‌ كه:  فاصبر كما صبر اولوا العزم‌ من‌ الرسل  همانگونه‌ كه‌ پيامبران‌ اوالوالعزم‌ صبر كردند، تو نيز صبر كن. و نيز اين‌ آيه:  اصبر علي‌ ما يقولون  بر انچه‌ آنان‌ مي‌گويند صبر نما. و آيات‌ ديگري‌ كه‌ در اين‌ مورد آمده‌ و حضرتش‌ را ماءمور به‌ صبر نموده‌ است. حضرت‌ مهدي‌ (ع) به‌ هنگام‌ ظهور مامور به‌ صبر نبوده‌ نيازي‌ نيز به‌ صبر ندارد، زيرا آن‌ بزرگوار اسلام‌ صحيح‌ را آورده‌ آن‌ را در تمام‌ جهان‌ پياده‌ خواهد فرمود و هر كه‌ با اسلام‌ مخالفت‌ نمايد و در برابر پياده‌ كردن‌ اين‌ دين‌ اسماني‌ حائل‌ گردد سرنوشتش‌ در قانون‌ اسلامي‌ روشن‌ است.  ممكن‌ است‌ بگوييم‌ كه‌ مقصود از شمشير در اينجا معني‌ حقيقتي‌ آن‌ است، ابزار بُرنده‌ معروف. و منظور اين‌ خواهد بود كه‌ وسيله‌اي‌ است‌ براي‌ مجازات‌هاي‌ اسلامي‌ و آنكس‌ را كه‌ بايد كشته‌ شود به‌ وسيله‌ شمشير مي‌كشند نه‌ به‌ وسيله‌ گلوله‌ و نه‌ به‌ دارآويختن‌ - چرا كه‌ دار، خفه‌ كردن‌ محسوب‌ مي‌شود، نه‌ كشتن‌ - و نه‌ به‌ وسيله‌ صندلي‌ الكتريكي‌ و نه‌ سم‌ و نه‌ مرگ‌ زير شكنجه‌ و نه‌ هيچ‌ نوع‌ از انواع‌ شكنجه‌هائي‌ كه‌ حكومت‌ها در تمام‌ جهان‌ معمول‌ داشته‌ و مي‌دارند.

با شمشير تنها گردن‌ مُجرم‌ را مي‌زنند و فقط‌ رگهاي‌ گردنش‌ قطع‌ مي‌شود.  رفتار رسول‌ اكرم‌ (ص) نيز چنين‌ بود، به‌ فرمان‌ آن‌ حضرت‌ آن‌ كس‌ را كه‌ بايد كشته‌ مي‌شد شمشير مي‌زدند و گردن‌ او را قطع‌ مي‌كردند.  باري...پس‌ از اين‌ نسبتا مختصر جايي‌ براي‌ مناقشه‌ در اين‌ مساله‌ باقي‌ نمي‌ماند.