انتظار
و مهدويت از
ديدگاه
جامعه شناسى
جناب آقاى
دكتر مسعود
كوثرى
پيش
درآمد
سلام بر
مهدى, خاتمه
بخش سلسله ى
امامت. مهدويت
پايان جامعه
ى مدرن و فرا
مدرن
بنابراين
اگر ما تجلى
بسيارى از
مفاهيم دينى
را در صدر
اسلام در
محدوده ى
جامعه ى
قبايلى مى
بينيم,
مهدويت,
انتهايى است
براى جامعه
اى مدرن و
فرامدرن,
صنعتى و
فراصنعتى;
فضايى است
همواره نو و
نوشونده, نه
كهنه و متعلق
به گذشته و نه
در فضاى يك
جامعه ى كوچك
يا قبايلى. از
لحاظ جامعه
شناسى, همان
گونه كه مى
بينيم, اين
غايت متناسب
با تحول و
تكامل جوامع
بشرى است. به
عبارت ديگر,
همواره
مقياس و
ميزانى است
در افق كه ما
مى توانيم
خود را با آن
مقايسه كنيم
و احساس نو
بودن و فرا نو
بودن داشته
باشيم;
احساسى كه
جامعه مى
تواند به آن
سو برود. اين
آينده و نجات
بخشى, موتور
محرك جامعه ى
اسلامى است.
اگر كمونيسم
و جامعه ى بى
طبقه ى آن, در
انتهاى
تاريخ, آرزو و
عاملى است
براى تحرك
جامعه ى
ماركسيستى و
كمونيستى,
مدينه
المهدى,
موتور محرك
جامعه ى
اسلامى است.
در طول تاريخ,
همين مدينه
المهدى (عج)
فلسفه ى
تاريخ شيعه
شده است;
فلسفه اى
براى مبارزه
ى شيعه در
راستاى تحقق
عدالت. جنبه
هاى قيام
مهدويت
در اين
فضا مى بينيم
كه همواره يك
فلسفه ى قيام,
حركت, نهضت و
انتفاضه از
بطن مهدويت
براى جامعه ى
اسلامى
بيرون آمده و
اين جامعه به
آن سمت رفته
است. سوالى كه
باقى مى ماند
اين است كه در
حكومت
اسلامى
تكليف چنين
فلسفه اى كه
همواره توده
را به قيام
براى ستاندن
حق از حكومت
دعوت مى كند,
چه مى شود؟
تكليف اين
فلسفه قبل از
انقلاب
معلوم بود;
دعوت توده به
قيام. اما
حالا كه
حكومت
اسلامى است
چه بايد كرد؟
اين جا مى
بينيم كه
فلسفه ى
مهدويت و يا
مهدويت به
عنوان يك
فلسفه ى
سياسى, دو
جنبه پيدا مى
كند: گفتمان
مهدويت
اگر ما
چنين غايتى
داريم, تكليف
ما در برنامه
هاى حكومتى
چيست؟
عنوانى كه
براى اين
همايش
برگزيده شده,
عنوانى
زيباست; ((گفتمان
مهدويت)).
معناى
گفتمان اين
است كه شما
دنبال يك
شناخت
برنامه اى
هستيد. به
عبارت ديگر
از اين فلسفه
ى دينى مى
خواهيد به يك
فلسفه ى
سياسى برسيد
كه از دل آن
برنامه اى
براى عمل
بيرون آيد;
برنامه اى كه
مديران
اجرايى
كارهاى خود
را با آن
ضابطه ها
بسنجند. موعودگرايى
از نگاه
جامعه
شناختى
در پايان,
به اين پرسش
مى پردازيم
كه
موعودگرايى
يا مهدويت,
چگونه مى
تواند از
نگاه جامعه
شناختى مورد
پژوهش قرار
گيرد؟ شما مى
دانيد كه
فاصله ى
سيماى
امامان ما آن
چنان كه در
كتاب هاى
دينى و سينه ى
علماى دينى
ماست با آن چه
كه در توده ى
مردم است
ممكن است
فاصله اى
شگرف با هم
داشته باشند;
يعنى ممكن
است برداشت
ذهنى توده, از
سيماى
امامان, با
برداشت
علماى
راستين دين,
متفاوت باشد.
سيماى
امامان را در
نزد توده ى
مردم چه چيز
آشكار مى
كند؟ دراين
جا ديگر نمى
توان با بحث
هاى كلامى,
فلسفى, فقهى و
دينى از نوع
خاص به پاسخ
اين پرسش پى
برد; بلكه
بايد با
تحقيق تجربى
مشخص كرد كه
امامان ما در
ذهن توده چه
تصويرى
دارند. بعد از
اين كه اين
تحقيق تجربى
صورت گرفت و
تفاوت اين دو
تصوير روشن
شد, مى توانيم
برنامه اى
براى اصلاح و
هدايت داشته
باشيم. در
همين راستا,
ما در
پژوهشگاه
فرهنگ, هنر و
ارتباطات
چند طرح
پژوهشى را
براى اين كار
سامان داده
ايم: يكى چهره
ى حضرت على(ع)
در توده ى
مردم است كه
مى خواهيم
ببينيم چه
تصويرى از
امام در ذهن
توده ى مردم
جاى دارد.
ديگرى مربوط
به مسجد
جمكران است
كه در آن در پى
اين هستيم كه
بدانيم مردم
با چه انگيزه,
نيت و با چه
شيوه ى
نيايشى به
سراغ اين
مسجد مىآيند;
چه انتظارى
دارند و در پى
چيستند؟ اين
ها بحث هايى
است كه مى
تواند به
عنوان
مباحثى نو در
پژوهش هاى
جامعه
شناختى و
مردم شناختى
دين دنبال
شود. از آن جا
كه در برخى از
مدارس قم,
جامعه شناسى
دين و مردم
شناسى دين
تدريس مى شود,
اين موضوع ها
مى تواند
توسط خود طلا
ب حوزه به
عنوان
موضوعات ناب
پژوهشى
دنبال شود. نيازمندىهاى
جامعه ى
امروز
جامعه ى
امروز نياز
دارد كه براى
گروه هاى سنى
مختلف كتاب
هاى خاص آن
گروه توليد
شود. ديگر
نوشتن يك
كتاب, به
عنوان كتابى
دينى كفايت
نمى كند. نه
تنها بايد
كتاب هايى
نوشته شود كه
ظاهر آن ها
دينى است,
بلكه كتاب
هايى كه دين
مبنا هستند
نيز بايد
توليد شوند;
يعنى كتاب
هايى كه ظاهر
آن ها دينى
نيست اما دين
مبنا هستند.
كتاب شازده
كوچولو
نوشته ى ((سنت
اگزوپرى(SENT
EGZOPERY))) را نگاه
كنيد اين
كتاب نشان
دهنده ى
آرزوى اين
نويسنده
براى صلح و
آزادى و نفرت
از جنگ است.
كتاب, يك
داستان به
ظاهر
كودكانه است,
اما انسانيت
مبنا است.
بايد ببينيم
در اين مدت,
چند جلد كتاب
دين مبنا
توليد كرده
ايم; كتاب
هايى كه بدون
اين كه ظاهر
دينى داشته
باشند و در آن
ها آيات و
رواياتى
آمده باشد و
بدون تصريح
يا استناد به
دين يا چهره
هاى دينى,
مفاهيم دينى
داشته باشند.
يكى از اين
موضوعات كه
بسيار
زيباست و مى
تواند مبناى
كتاب هاى دين
مبنا قرار
بگيرد ((انتظار))
است.
اميدوارم كه
نويسندگان,
هنرمندان و
دانشمندان
ما در حوزه و
دانشگاه,
بتوانند سهم
اين دسته از
كتاب ها را
افزايش دهند. آفتاب
نورانى
|