غفلت و آثار آن
سيد غلامعباس طاهرزاده
كادر علمى پژوهشكده تحقيقات اسلامى
منبع :
پایگاه اطلاع رسانی طوبی
چكيده
آنـچه در شماره پيشين بدان پرداخته شد برخى از خصوصيات و نتايج ذكر و ياد خدا
در دنيا و آخرت را مشخص نمود كه با استناد به آيات و روايات بيان شد، اكنون قصد
داريم در پاسخ به اين پرسش بپردازيم كه اگر كسى از خدا و ياد او غفلت بورزد و
او را به دسـت فراموشى سپرده و از ياد ببرد و يا اينكه از ياد و ذكر خدا سرباز
زند، چه نتايج و آثار منفى در پى دارد.
كليد واژگان : غفلت ، آثار، ذكر، دنيا، آخرت ، آيات ، روايات ، اخلاق
مفهوم غفلت
غـفـلت ، مـفـهوم وسيع و گسترده اى دارد كه هرگونه بى خبرى ، بى توجه بودن ، بى
خـبـر گـشـتـن ، تـوجـه نـداشـتـن بـه چـيـزى از واقـعـيـت هـاى فـعـلى و
آيـنده و گذشته را شامل مى شود و مقابل آن ذكر است .
بـى خـبـرى از وقـايـع و مهمات زندگى و عدم تصميم گيرى مناسب در برابر آنها،
خطر بـزرگـى اسـت كـه سـعـادت انـسـان را تهديد مى كند، خطرى كه هر لحظه ممكن
است دامان انـسـان را گـرفـتـه و او را به سقوط بكشاند. غفلت مى تواند زحمات
ساليان دراز عمر انسان را در يك لحظه بر باد دهد.
امـام عـلى بـن ابـى طـالب (ع ) در عـبارتى كوتاه غفلت را از بزرگ ترين دشمنان
انسان دانسته ، مى فرمايد:
اَلْغَفْلَةُ اَضَرُّ الاَْعْد اء.![]()
غفلت از ضرر زننده ترين دشمنان انسان است .
سـرّ كـلام امـيـر مـؤ مـنـان (ع ) روشـن اسـت چـرا كـه غـفـلت سـرچـشمه بسيارى
از گناهان و لغزشهاست .
مكتب اسلام ، بارها نسبت به غفلت از خود و سرسپردگى انسان نسبت به غير خدا
هشدار داده و از بـت پـرسـتـى ، پـيـروى از شـيـطـان و هـواى نـفـس و تـقليد
كوركورانه از نياكان و بـزرگـان نـكـوهش كرده است . سلطه شيطان بر انسان و
هشدار نسبت به آن نيز بارها در قـرآن مـجـيـد مطرح شده و نسبت به انحراف انسان
در اثر وسوسه شياطين انس و جن هشدار داده شده است . قرآن مجيد در اين زمينه مى
فرمايد:
وَلاَ تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ اَنْفُسَهُمْ. (حشر:
19)
و هـمـانـنـد آنـان نباشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا هم آنان را نسبت به
خودشان دچار فراموشى كرد.
عوامل و اسباب غفلت
عـلمـاى اخـلاق و مـعارف دينى ، بحث هاى وسيع و مفصلى درباره ((غفلت )) و ذكر و
بيدارى (كه نقطه مقابل غفلت است ) در نوشته هاى خود متذكر شده اند و از عواملى
كه سبب غفلت در انسان مى شود، بحث نموده اند، در اينجا به ذكر عواملى چند مى
پردازيم .
1.
جهل و نادانى
وَلَقـَدْ ذَرَاءْنـَا لِجـَهـَنَّمَ كـَثـِيـراً مـِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ
لَهُمْ قُلُوبٌ لاَيَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ اءَعْيُنٌ لاَيـُبـْصـِرُونَ
بـِهـَا وَلَهـُمْ اَّذَانٌ لاَيـَسـْمـَعـُونَ بـِهـَا أُول ئِكَ
كـَالْأَنـْعـَامِ بـَلْ هـُمْ اءَضـَلُّ أُول ئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ. (اعراف
: 179)
مـا بـسـيـارى از جـن و انـس را بـراى دوزخ آفـريـديـم ، آنـهـا دل هـا (و عـقل
هايى ) دارند كه با آن چيزى درك نمى كنند و چشمانى دارند كه با آنها نمى
بـيـنـنـد و گـوش هـايـى دارنـد كـه بـا آن نـمـى شـونـد. آنـها همچون
چهارپايانند، بلكه بدترند. آنها همان غافلانند.
2.
تكبر و غرور
كـبـر و غرور از مهم ترين عوامل غفلت است ، زيرا، انسان مغرور فقط خود و
موفقيتهاى خود را مـى بـيـند و به برتريهاى خود مى بالد و دلخوش است و همين
امر، سبب غفلت او از خدا وصـاحـب ايـن نـعـمـت هـا مـى گـردد. و هـمـيـن غـفـلت
و بـى تـوجـهـى ، عامل مؤ ثرى براى شكست او خواهد شد.
بـسـيـار انـسـانـهـاى مـغـرور در طـول تاريخ ديده شده اند كه بر اثر غرور، در
دام غفلت گـرفـتـار شـده و نتوانسته اند در برابر دشمنان مقاومت كنند، از اين
رو ضربات دشمن ، آنها را از پاى درآورده است .
3.
مستى و بى خبرى
مـسـتـى و بـى خـبرى نيز همچون غرور انسان را از ياد خدا دور ساخته و به وادى
غفلت مى كشاند.
حضرت على (ع ) مى فرمايد:
الغفلة طرب .![]()
غفلت مايه فرحناكى (لاابالى گرى ) و سرمستى مى شود.
امام سجاد عليه السلام مى فرمايد:
واى بـر تـو اى پـسـر آدم ! سنگدلى حاصل از شكم پرستى و پرخورى و مستى سيرى و
غرور حاكميت ، از امورى است كه انسان را از عمل بازمى دارد و ياد خدا را به
فراموشى مى سـپـرد و او را از نزديك شدن اجل ، غافل مى كند تا آنجا كه گويى
گرفتار حب دنيا، مست شراب است .![]()
امير مؤ منان (ع ) مستى بى خبرى و غفلت را بدتر از مستى شراب دانسته مى فرمايد:
سكر الغفلة والغرور ابعد افاقة من سكر الخمور.![]()
مستى ناشى از غفلت ديرتر از مستى شراب از بين مى رود.
4.
ثروت و مال اندوزى
قرآن كريم مى فرمايد:
إِنَّ الَّذِيـنَ لاَ يـَرْجـُونَ لِقـَاءَنـَا وَرَضـُوا بِالْحَيَاةِ
الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ اَّيَاتِنَا
غَافِلُونَ.
(يونس : 7)
آنـهـا كـه ايمان به ملاقات ما (در قيامت ) ندارند و به زندگى دنيا خشنود شدند
و بر آن تـكـيـه كـردنـد و آن هـا كـه از آيات ما غافلند (همه ) آنها جايگاهشان
آتش است ، به خاطر كارهايى كه انجام مى دادند!
5
. عافيت و سلامتى
سلامت جسم وجان اگرچه يكى از نعمتهاى الهى است ، ولى چنانچه انسان كم ظرفيت
باشد و بـه قـوت بـازو و سـلامـت خـود مـغـرور شـود، يـكـى از عـوامـل غـفـلت
شـمـرده مـى شود. به همين دليل از الطاف خفيه الهى است كه گهگاه عافيت و
سـلامـت را از انـسـان مـى گـيرد و او را به درد و رنج بيمارى مبتلا مى سازد تا
پرده هاى ((غـفـلت )) از بـرابـر چـشـم هـاى او كـنـار رود و واقـعـيـت هـا را
بـا چـشـم دل ببيند و آمادگى براى عكس العمل مناسب در برابر آنها پيدا كند.
رسول خدا(ص ) در حديثى در آثار و بركات بيمارى به سلمان فارسى در هنگام عيادتش
فرمودند: ((در موقع بيمارى نعمتهايى نصيبت مى شود، از جمله انت من اللّه بذكر و
دعاؤ ك فـيـه مـسـتـجاب ، تو به ياد خدا مى افتى (و پرده هاى غفلت كنار مى رود
و به همين جهت ) دعاى تو به اجابت مى رسد.![]()
6
. آرزوهاى دراز
از ديـگـر عـوامـل ((غـفـلت )) آمـال و آرزوهـاى دراز و دست نيافتنى است ، چرا
كه همه فكر و تـلاش انـسـان را بـه خـود مـشـغـول سـاخـتـه و از سـايـر امـور
غافل مى سازد. على عليه السلام در خطبه معروف به ديباج مى فرمايد:
واعـلمـوا عباداللّه ان الامل يذهب العقل و يكذب الوعد و يحث على الغفلة و يورث
الحسرة .![]()
بدانيد اى بندگان خدا! آرزوهاى دراز، عقل انسان را مى برد و وعده قيامت را دروغ
مى شمارد و انسان را بر غفلت ترغيب مى كند و سرانجام ، حسرت به بار مى آورد.
آثار غفلت
الف . در دنيا
1.
زندگى سخت و مشقت بار
بـى شك منشاء هر آفتى كه از بيرون دامنگير انسان مى شود، عاملى است از درون كه
غفلت يـكـى از مـهـم تـريـن آنـهـاست و اگر در درون ما اعتقاد و توجه به خدا
وجود داشته باشد آسيبى به ما نمى رسد. قرآن كريم ، اين ارتباط تنگاتنگ را
اينگونه بيان مى كند:
وَمَنْ اءَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكاً. (طه : 124)
و هر كس از ياد من روى گردان شود زندگى تنگ و سختى خواهد داشت .
انسان اگر خدا را نشناخته باشد و بى ذكر و ياد او بخواهد زندگى كند، اين زندگى
و دنـيـا بـا هـمـه وسـعـت و بـزرگـى اش ، بـراى او تـنـگ و غـيـر قـابل تحمل
خواهد بود، ولى اگر خدا در زندگى او نقش داشته باشد و ذكر و ياد خدا در زبـان و
قـلب او مـسـكـن گـزيـده بـاشـد و همواره ذكر و ياد او در قلبش جارى باشد، چنين
فردى حتى اگر در بدترين و سخت ترين شرايط باشد، احساس سختى و تنگى نخواهد كـرد،
چـرا كـه خدايى را در كنار خود احساس مى كند و او را پشتوانه خود مى داند كه حد
و مرزى ندارد و هيچ كس و هيچ چيز بزرگ تر از او نيست .
امام حسين (ع ) در دعاى عرفه مى فرمايد:
ماذا وجد من فقدك و ما الذى فقد من وجدك .
چه يافت آن كس كه تو را گم كرد؟ و چه گم كرد آن كه تو را يافت ؟
2.
قساوت قلب
يـكـى از آثـار غـفـلت از يـاد خـدا و فـرامـوشـى نـعـمـتـهـاى الهـى ،
خـامـوشـى دل و قـسـاوت قـلب اسـت كـه بـه دليـل دورى از خـدا حاصل مى شود.
قرآن مى فرمايد:
اءَفـَمـَن شـَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاَمِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِن
رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُم مِن ذِكْرِ اللَّهِ اءُول ئِكَ فِي
ضَلاَ لٍ مُبِينٍ. (زمر: 22)
آيـا آن كـسـى را كـه خدا براى اسلام شرح صدر عطا فرمود كه وى به نور الهى روشن
اسـت (چـنـيـن كـس بـا مـردم كـافـر بـى نـور تـاريـك دل يـكـسـان است هرگز
چنين نيست ) پس واى بر آنان از قساوت و شقاوت ، دلهاشان از ياد خدا فارغ است ،
اينان هستند كه دانسته در ضلالت و گمراهى اند.
3.
دوستى شيطان
وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْم نِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَاناً فَهُوَ لَهُ
قَرِينٌ. (زخرف : 36)
و هـركـس از يـاد خـدا روى گـردان شـود، شيطان را به سراغ او مى فرستيم ، پس
همواره قرين اوست !
بديهى است كه غفلت از ياد خدا، فرو رفتن در لذات مادى ، و دلباختن به ظواهر
فريبنده دنـيا موجب مى گردد كه شيطان بر انسان سلطه پيدا كند و همواره قرين و
همراه او باشد. و اين همراهى و دوستى ، تا قيامت با او خواهد بود.
حـَتَّى إِذَا جَاءَنَا قَالَ يَالَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ
الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ. (زخرف : 38)
تـا زمـانـى كه نزد ما حاضر شود مى گويد: اى كاش ميان من و تو فاصله مشرق و
مغرب بود، چه بد همنشينى هستى تو!
4.
خود فراموشى
يَعْلَمُونَ ظَاهِراً مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْاَّخِرَةِ
هُمْ غَافِلُونَ. (روم : 7)
آنها فقط ظاهرى از زندگى دنيا را مى دانند و از آخرت (و پايان كار) غافلند!
حضرت على (ع ) مى فرمايد:
ويل لمن غلبت عليه الغفلة فنسى الرحلة و لم يستعد.![]()
واى بـر كـسى كه غفلت بر او چيره آيد و در نتيجه ، سفر (آخرت ) را فراموش كند و
خود را آماده آن نسازد.
5
. مرگ قلب و جان
غـفـلت از ياد خدا، قلب و جان انسان را مى ميراند، يعنى ، پس از قساوت و سنگدلى
، مرگ قـلب فـرا مـى رسد، به گونه اى كه ديگر هيچ موعظه و اندرزى در آن اثر نمى
كند. و گـوئى مـرده و در ايـن حـال ، راه بـازگـشـت و تـوبـه نـيـز بـه روى او
بـسـتـه گشته و هرگونه اميدى براى سعادت او از بين مى رود.
امير مؤ منان على عليه السلام مى فرمايد:
من غلبت عليه الغفلة مات قلبه .![]()
كسى كه غفلت بر او چيره شود، قلبش مى ميرد.
در حديث ديگرى از همان حضرت آمده است :
بـيـنـكـم و بـين الموعظة حجاب من الغفلة والغرة .![]()
ميان شما و موعظه و اندرز، حجابى از غفلت و غرور است .
و نيز فرمود:
دوام الغفلة يعمى البصيرة .![]()
استمرار و دوام غفلت و بى خبرى ديده بصيرت آدمى را كور مى كند.
6
. نابودى اعمال
غـفـلت مـوجـب فـسـاد اعـمـال انـسـان مـى شـود. افـراد غـافـل و بـى خـبـر بـه
سـراغ اعـمـال صـالح كـمـتـر مـى رونـد و اگـر بـرونـد ديـگـر ((غـفـلت ))
اجـازه نـمـى دهـد كـه اعمال خالص با حضور قلب و جامع تمام شرايط و اجزاء، براى
خدا انجام دهند. از اين رو، امير مؤ منان على عليه السلام فرموده اند:
ايـاك والغـفـلة والاغـتـرار بـالمـهـلة فـان الغـفـلة تـفـسـد الاعمال .![]()
از غـفـلت و غـرور نـاشـى از مـهـلت و فـرصـت داده شـده بـپـرهـيـز زيـرا،
غـفـلت اعمال آدمى را فاسد مى كند.
و در نهج البلاغه مى فرمايد:
من حاسب نفسه ربح و من غفل عنها خسر.![]()
هر آنكس مراقب نفس خويش بود سود برد، و هر كس غفلت ورزيد زيانكار شد.
7.
هلاكت و نابودى
غفلت سبب هلاكت در دنيا و آخرت است ، چرا كه انسان را از خيرات و مصالح خود بى
خبر مى سازد و با اين بى خبرى ، فرصتها را از دست داده ، امكانات را ضايع كرده
و استعدادهاى خويش را بر باد مى دهد.
امام على (ع ) فرمود:
من طالت غفلته تعجلت هلكته .![]()
كسى كه غفلتش طولانى شود، هلاكت او به سرعت فرا مى رسد.
فـى حـديـث المـعـراج : يـا احـمـد، اجـعـل هـمـك هـمـا واحـدا، فـاجـعـل
لسـانـك لسـانـا واحـدا، واجـعـل بـدنـك حـيـا، لا تغفل عنى ، من يغفل عنى لا
ابالى باى واد هلك .![]()
در حـديـث معراج آمده است : اى احمد! انديشه ات را يكى گردان و زبانت را يك
زبان ساز و بـدنـت را زنـده بـدار و از مـن غـافـل مـبـاش ، هـر كـه از مـن
غافل باشد، اهميتى ندهم كه در كدام وادى هلاك شود.
امام على (ع ) مى فرمايد:
دريغا بر هر غافلى كه عمرش بر ضد او حجت باشد و روزهايش او را به سوى بدبختى
كشاند!![]()
و قرآن مجيد مى فرمايد:
فـَانـْتـَقـَمـْنـَا
مـِنـْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا
بِاَّيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ. (اعراف : 136)
سـرانـجـام از آنـهـا انتقام گرفتيم و آنان را در دريا غرق كرديم ، زيرا آيات
ما را تكذيب كردند و از آن غافل بودند.
8
. زوال آرامش روحى روانى
در بحث قبل اشاره شد كه ذكر و ياد خدا آرامش و سكينه در انسان ايجاد مى كند.
((الا بذكر اللّه تطمئن القلوب )) با ياد خدا دلها آرامش مى يابد.![]()
امام صادق عليه السلام فرمودند:
اياكم والغفلة فانه من غفل فانما يغفل عن نفسه .![]()
از غـفلت بپرهيزيد؛ زيرا به ضرر جان و روان شماست . هر كس خدا را فراموش كند،
خود را فراموش كرده است . دورى از غفلت براى پرهيز از زيانهاى جان آدمى است .
ب . در آخرت
عذاب جهنم
وَمَن يُعْرِضْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذَاباً صَعَداً. (جن : 17)
و هر كس از ياد خداى خود اعراض كند خداوند به عذابى بسيار سخت معذّبش مى
گرداند.
وَلَقـَدْ ذَرَاءْنـَا لِجـَهـَنَّمَ كـَثـِيـراً مـِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ
لَهُمْ قُلُوبٌ لاَيَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ اءَعْيُنٌ لاَيـُبـْصـِرُونَ
بـِهـَا وَلَهـُمْ اَّذَانٌ لاَيـَسـْمـَعـُونَ بـِهـَا أُول ئِكَ
كـَالْأَنـْعـَامِ بـَلْ هـُمْ اءَضـَلُّ أُول ئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ. (اعراف
: 179)
بـه يـقـيـن ، گـروه بـسـيـارى از جـن و انـس را بـراى دوزخ آفـريـديـم ،
آنـهـا دل هـا (عـقـل هـا)يـى دارنـد كه با آن (انديشه نمى كنند و) نمى فهمند و
چشمانى كه با آن نمى بينند و گوشهايى كه با آن نمى شنوند، آنها همچون
چهارپايانند، بلكه گمراهتر! اينان همان غافلانند. (زيرا با داشتن همه گونه
امكانات هدايت ، باز هم گمراهند!)
وَاقـْتـَرَبَ الْوَعـْدُ الْحـَقُّ فـَإِذا هـِيَ شـَاخـِصَةٌ اءَبْصَارُ
الَّذِينَ كَفَرُوا يَاوَيْلَنَا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِنْ ه ذَا بَلْ
كُنَّا ظَالِمِينَ. (انبياء: 97)
و وعـده حق (قيامت ) نزديك مى شود، در آن هنگام چشمهاى كافران از وحشت ، از
حركت باز مى مـانـد، (مـى گويند) اى واى ! بر ما كه از اين (جريان ) در غفلت
بوديم ، بلكه ما ستمكار بوديم !
حل مشكل و درمان غفلت
غـفـلت از بـيـمـاريـهـاى خـطـرنـاك اخـلاقـى رفـتـارى است و براى درمان آن
بهتر است به عوامل ذيل دقت كنيم :
1.
مداومت بر ذكر خدا
يـكـى از عـوامـل مـؤ ثـر در زدودن غـفـلت ، يـاد خـدا و اسـتـمـرار آن اسـت .
زيـرا، يـاد خـدا، دل را بيدار، روح را مصفّا و چشم بصيرت را بينا مى سازد و در
پرتوى آن ، انسان ، حق و باطل را آنگونه كه هست مى بيند و قادر به تشخيص دوست و
دشمن خود مى شود. قرآن با توجه به اين نكته مى فرمايد:
إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ
تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُم مُبْصِرُونَ. (اعراف : 201)
هـنـگامى كه پرهيزگاران ، گرفتار وسوسه هاى شيطان شوند، به ياد (خدا و پاداش و
كيفر او) مى افتند و (در پرتو ياد او، راه حق را مى بينند و) ناگهان بينا مى
گردند!
2.
نقش نماز
امام باقر(ع ) فرمود:
ايـمـا مـؤ من حافظ على الصلوات المفروضه فصلاها لوقتها فليس هذا من الغافلين .![]()
هـر مـؤ مـنـى كـه بـر نـمـازهـاى واجبش دقت كند و آنها را در وقت خودش بجا
آورد از غافلان نخواهد بود.
3.
زمان شناسى
الامام على (ع ): ان من عرف الايام لم يغفل عن الاستعداد.![]()
هـر كـس زمـان (شـرايـط و مـقـتـضـاى حـال ) را شـنـاخـت از وظـايـف خـويـش
غافل نمى گردد.
4.
رسالت پيامبران
ايـن مساءله در نگاه حضرت على (ع ) به قدرى داراى اهميت بوده كه درمان غفلت را
يكى از اهـداف بـعـثـت انـبـياء دانسته ، و در خطبه 108 نهج البلاغه در بيان
اوصاف پيامبر اكرم (ص ) فرموده :
... متتبع بدوائه مواضع الغفلة و مواطن الحيرة .![]()
او (پـيـامـبـر اسـلام (ص ) ) طبيبى است كه داروهاى خود را براى درمان موارد
((غفلت )) آماده ساخته و به دنبال بيمارانش مى گردد.