ياد
خوبان -
آية اللّه ميرزا على
احمدى ميانجى
سيد غلامعباس طاهرزاده
كادر علمى پژوهشكده تحقيقات اسلامى
منبع: پایگاه اطلاع رسانی طوبی
مقدمه
درد
امـروز جـامـعـه بـشرى ، نبود امكانات و فقر و تنگدستى نيست ، بلكه عمده نگرانى و
دلهره صاحبان تفكر و عقلاى هر ملت كمبود معنويت و اخلاق و فرهنگ سالم و آسمانى است
.
بـشـر امـروز بـا ايـنـكـه سالهاست بر فضا و سيّارات مسخر شده و بر پيشرفته ترين
تـكـنـولوژى هـا و سـيـسـتـم هـاى رايـانـه اى فـائق آمـده ، هـنـوز در بهره مندى
از سرچشمه زلال مـعـنـويـت نـاتـوان اسـت و از پـهـلو گـرفـتـن كـشـتـى انـسـانـيـت
در ساحل باورهاى فطرى و الهى خويش خوف دارد.
انـسـان روزگـار مـا بـا ابـزارهـاى پـيـشـرفـتـه و پيچيده ، قادر است اوج كهكشانها
و عمق اقيانوسها را رصد كند، ولى در ميان امواج متراكم فساد اجتماعى و ظلمت برخاسته
از كردار و رفتار لاابالى گرى و بى دينى ، خويشتن خويش را گم كرده و همچون غريقى
ناتوان حيران و سرگردان است .
در ايـن ظـلمـت آبـاد كـه مـدعـيـان هـدايـت انـسـان ، وى را در مـيـان گـرد و
غـبـار كـويـر جـهـل و نـفـاق و فقر و بيداد، سرگردان كرده اند، تشخيص آب از سرداب
و راه از بيراهه بـسـيـار دشـوار شـده اسـت . ايـن تـشـخـيص و بازشناسى ميسور نمى
باشد مگر با بهره گيرى از تجربيات و هدايت رهبران دينى و الهى .
هم اكنون كه در عصر غيبت امام معصوم (ع )، دست ما از دامن پربركت و نگاه پر مهر و
حضور روح انـگيز آن حجت خدا كوتاه است ، تماس با چه كسانى مى تواند ما را ميهمان
كلاس علم و تهذيب ايشان نموده و از زلال كوثر آن رهبران الهى سيراب سازد؟
مسلما، هر كه آنان را بهتر شناخته و در درياى علم و معرفت آنان شنا كرده و گوهر
درياى عـلم و حـكمت را به كف آورده ، مى تواند راهنماى گمشدگان وادى حيرت شود و
پرچم هدايت بشر و الگوى ديگران بودن را برافروزد.
عـالمـان ربـانـى و انـديـشـمندان خودساخته كه رنگى از عصمت و پاكى در رفتار دارند
و نـورى از عـرفـان و الهـام در انـديـشـه ، قـلبـى سرشار از عشق در سينه ، اين
نگاهبانان ((فـرهـنـگ وحـى )) و چـلچـراغـان بيدار نيمه شبهاى زندگى ، همان استوانه
هاى سعادت و ميزان معرفت عشق اند و شكوه مرجعيت ؛ ابوذران امامت اند و الگوهاى قيام
.
در مـيـان ايـن هـدايـت يـافتگان وارسته ، مرحوم آية اللّه ميرزا على احمدى ميانجى
از جايگاه بـلنـدى بـرخـوردار است . زندگى پرافتخار اين آيت دين و سرباز اسلام ،
آينه روشنى اسـت از تـلاش و فـداكـارى و اخـلاص در عـمل ، نسل جوان جامعه اسلامى حق
دارد و بايد با لاله هاى گلستان معرفت آشنا شود و ماه مجلس را بشناسد و در كنار
مفسر نور بنشيند و به تماشاى ساحل صحيفه برخيزد تا آب را از سراب باز شناسد.
زندگى نامه و
دوران تحصيل
در چـهـارمـيـن روز از مـاه مـحـرم سـال 1345 قـمـرى مـطـابـق با 1305 شمسى در
روستاى پـورسخلو (در چهارفرسخى شهر ميانه ) در يك خانواده روحانى فرزند پسرى به
دنيا آمد كه او را على نام نهادند.
پـدرش حـجة الاسلام ملا حسينعلى ، از علماى با سابقه منطقه و پرورش يافته در
خانواده اى روحـانـى بـود. وى عـلاوه بـر كـار كـشـاورزى و زراعـت بـه تـبـليغ و
ارشاد مردم نيز اشتغال داشت . ايشان در خدمت به مردم و گره گشايى از مشكلات محرومان
و رسيدگى به وضع آنان در منطقه ، مشهور و چهره اى خدوم به شمار مى رفت .
عـلى ، كـتـاب هـاى فـارسى متداول (گلستان ، نصاب الصّبيان ، ابواب الجنان ، ق ) به
تحصيل در علوم حوزوى روى آورد.
در هـمـيـن دوران بود كه به ميانه رفت و دروس حوزه را نزد مرحوم آية اللّه شيخ
ابومحمد حـجـّتى تلمذ كرد و ادبيّات ، حاشيه ، معالم و قوانين ، را به خوبى فرا
گرفت و كتاب شـريـف شـرح لمـعـه را در مـحضر ايشان و حاج شيخ لطفعلى زنوزى ميانجى و
شيخ مهدى جـديدى خواند. سپس به توصيه استادش آية اللّه زنوزى ، به تبريز رفت و در
محضر مرحوم علامه طباطبايى (ره ) رحل شاگردى پهن كرده و مدتى از محضر ايشان بهره
برد.
بـا مـهـاجـرت عـلامـه طـبـاطـبـايى (ره ) به قم ، معظّم له نيز پس از مدتى به قم
آمد و در مـدرسـه دارالشـفـاء ساكن شد و سطوح عالى را نزد حضرات اساتيدى همچون
مرحوم حاج سـيـد حـسين قاضى ، علامه سيّد محمدحسين طباطبايى ، شيخ موسى عبّاسى
زنجانى و شيخ اسـحـاق آسـتارايى فرا گرفت و پس از آن به طور مرتب در پاى دروس فقه
آيات عظام بـروجـردى ، مـحـقـق دامـاد، گـلپـايـگـانـى و مـيـرزا رضـى تـبـريـزى ،
و درس خـارج اصـول آيـة اللّه حـاج مـيـرزا احـمد كافى الملكى و درس فلسفه و تفسير
علامه طباطبايى شـركـت مـى كـرد و بـنـيـه عـلمـى خـويـش را اسـتـوار سـاخـت . او
هـم زمـان بـا تحصيل ، به تدريس دروس حوزوى در سطوح مختلف ، تبليغ دين و تاءليف
كتاب پرداخت و بـه خـوبـى از عـهـده آن هـا بـرآمـد و هـم بـا دوسـتـان خـويـش ،
جـلسـات بـحـث دربـاره مـسـائل فـقـهـى ، حـديـثـى ، كـلامـى ، تـفـسـيـرى و
تـاريـخـى تـشـكـيـل داد كـه ايـن جـلسـات ، بـيـش از پـنـجـاه سـال بـه طول
انجاميد.
ايـن طـلبـه جوان ، كوشا و متعهد، همواره در ايام تعطيلى حوزه علميه قم به زادگاه
خويش شـهـرسـتـان مـيانه مى رفت ودر ارشاد مردم آن شهر و دستگيرى از فقرا و
مستمندان تلاش بسيار مى كرد.
ايـشـان بـا تـلاش فـراوان و بـا اسـتمداد از اهل بيت ، علوم رايج در حوزه هاى
علميه را به بـهـتـريـن نـحـو فرا گرفت و به مقام اجتهاد رسيد و مطالعات تخصصى خود
را در زمينه اقتصاد و نيز مكاتيب اهل بيت سامان داد.
سـپـس بـا تـاءسـيـس انـجـمـن دينى و فرهنگى دين و دانش ، صندوق قرض الحسنه مهديّه
، تشكيل جلسات تفسير قرآن و برگزارى جلسات دينى ، تلاش مى كرد به وظايف دينى و
اجـتـمـاعـى خـود در اين زمينه بهتر و بيشتر آيت اللّه ميرزا على احمدى ميانجى در
قم همواره اقـامـه جـمـاعـت مـى كرد و پس از نماز مغرب و عشاء در مسجد خويش به پاسخ
گويى به مـسـائل ديـنى و سخن رانى مى پرداخت و مسجدش ، كانون اجتماع جوانان مشتاق و
مردم متدّين بود.
همگام با
انقلاب اسلامى
آية اللّه احمدى ميانجى در جريان تاءسيس جامعه مدرّسين حوزه علميه قم ، سهم به
سزايى داشت و نام امضاى وى در زير تمام اعلاميّه هاى جامعه مدرّسين بر ضد رژيم ستم
شاهى به چشم مى خورد.
ايـشـان در راه پـيـش بـرد اهـداف انـقـلاب اسـلامى ملت ايران و مبارزات روحانيت
شيعه به رهـبـرى مـرجع عاليقدر امام خمينى (ره ) و به منظور ابلاغ بيانيه ها و پيام
هاى امام خمينى (ره ) و مـراجـع تقليد، بارها به آذربايجان و مخصوصا شهر ميانه و
اطراف آن مسافرت مى كرد و مردم منطقه را به وظايف دينى خود آشنا مى ساخت .
پـس از پـيـروزى انقلاب اسلامى هم ، همواره به دفاع از كيان نظام پرداخته و بارها
به نمايندگى از امام خمينى (ره ) به شهرهاى منطقه آذربايجان و استان هاى مختلف سفر
كرد و در رفع مشكلات آنان و منطقه نقش اساسى ايفا كرد.
در فـتـنـه هـاى پس از انقلاب اسلامى ، مانند فتنه حزب خلق مسلمان ، فتنه منافقين و
بنى صـدر و... با درايت كامل به روشن گرى هاى مداوم پرداخت و در دفاع از رهبرى امام
خمينى (ره ) و ولايـت فـقـيـه لحظه اى درنگ نكرد. در جنگ تحميلى ، همچون سربازى
فداكار خود بـه جـبـهـه هـاى جـنـگ مـى رفـت و در كـنار رزمندگان قرار مى گرفت و
فرزند برومندش (جـعـفـر) را در كـربـلاى 5 خـالصانه تقديم كاروان شهيدان انقلاب
اسلامى كرد. اين مرد الهـى در تشييع جنازه فرزند شهيدش مقدارى از راه را حضور داشت
، ولى در ميانه راه به خانه بازگشت . وقتى علت اين كار را پرسيدند. اظهار داشت :
چيزى را كه در راه خدا دادم نمى خواهم دنبالش راه بيفتم !
آية اللّه احمدى ميانجى در دو نوبت از سوى مردم استان آذربايجان غربى و يك مرتبه هم
از سـوى مـردم اسـتـان آذربـايـجـان شـرقـى ، بـه نـمايندگى مجلس اين عالم ربانى كه
تـاليـفـاتـى در زمينه اقتصاد اسلامى داشت ، پس از پيروزى انقلاب اسلامى از سوى
امام خـمـيـنـى (ره ) بـه عـضـويـت شـوراى عـالى اقتصاد درآمد و در آنجا منشاء
اثرات فراوانى گرديد.
آثار و تاليفات
مرحوم احمدى ميانجى در طول عمر با بركت خويش آثار با ارزشى از خود به جاى گذاشت كه
مهمترين آنها به قرار زير هستند:
1. مكاتيب الرسول (3 ج )؛
2. مكاتيب الامام الرضا(ع )؛
3. تعليق و تصحيح و استدراك بر ((معادن الحكمة فى مكاتيب الائمه )) نوشته علم الهدى
فيض كاشانى (2 ج )؛
4. مواقف الشيعه (3 ج )؛
5. التبرك بآثار النبى و الصحابه ؛
6. السجود على الارض ؛
7. الاسير فى الاسلام ؛
8. مالكيّت خصوصى زمين يا اصول مالكيّت ؛
9. اطلاعات و تحقيقات در اسلام ؛
10. تعليقه و پاورقى بر ((شيعه در اسلام ))، نوشته علامه طباطبايى ؛
11. تعليقه و حاشيه بر ((المواعظ العدديّه ))؛
12. خمس در اسلام .
گفتنى است مقالات متفاوتى از معظّم له در مجلات مختلف نظير نور علم به چاپ رسيده
است .
آثار در دست
چاپ
1. تقريرات درس فقه ؛
2. تقريرات درس اصول ؛
3. شـركـت در تـاءليـف كـتـاب ((احـاديـث العـتـرة عـن طـرق اهل السنه ))؛
4. مكاتيب الائمّه (ع ).
جـلسـات اخـلاقى آيت اللّه احمدى در قم محفل انس علاقمندان بويژه جوانان دانشجو و
طلبه بـود. از آنـجا كه توصيه هاى اخلاقى معظم له از عمق جان و از سر اخلاص بيان مى
شد، در مـخـاطبين نيز تاثير فراوان داشت و هميشه در مسجد ايشان با اينكه از نظر فضا
كوچك بـود، پـذيـراى طلاب جوان و دانشجويان زيادى بود. بخصوص روضه هاى آن مرحوم در
مـصـائب اهـل بـيـت (ع ) كه چنان سوزناك اداء مى شد كه ناخودآگاه اشك هر شنونده اى
به هـمـراه اشـك گـوينده ، از چشمها جارى مى شود. به عنوان نمونه چند مورد از توصيه
هاى اخلاقى آن پارساى زنده ياد را از نظر مى گذرانيم :
آثار وضعى گناه
گـنـاه آثـار وضـعـى دارد حـتى بعد از توبه نيز آن آثار در روح انسان باقى مى ماند
و بـراى هـمـيـن نـيـز... در آيات قرآن بعد از كلمه ((توبوا)) توبه كنيد، كلمه
((اصلحوا)) اصـلاح كـنـيـد آمـده اسـت ؛ يعنى صرف توبه كافى نيست . بعد از آن بايد
با جديت به اصـلاح روح پـرداخـت تـا آثـار وضـعـى گـنـاه از جـان و دل زدوده شود.
مناجات با
خداوند
از خـدا حـاجـت خـواسـتـن ، خـودش تـوفـيـق اسـت . در دعـا هـسـت كـه ، ((امـا
الرّاحـل اليـك قـريـب المـسـافة )). منظور از راحل اين است كه خدايا، كسى كه مى
خواهد به سـوى تـو بيايد، قريب المسافة است . من به ذهنم آمده كه شايد قريب المسافة
اين باشد كه عبد هر قدر هم دور باشد، اگر بخواهد برگردد، فاصله نزديك است ؛ فقط يك
دفعه بگويد: خدايا، نفهميدم ؛ غلط كردم !
آزمون الهى
امـتحان ((خوشى )) خيلى مشكل است . من خيال مى كنم از هزار، يك نفر از عهده امتحانش
بيرون مـى آيـد! خـدا پـول بـدهـد، مـقـام بـدهـد، صـحـت بـدن بـدهـد، وسـايـل و
امـكـانات بدهد، آدم خودش را گم نكند. چند نفر مى توانند از عهده امتحان بيرون
بيايند؟!
آداب دعا
مـا بـايـد از فـضـل خـدا بـخواهيم ، ديگر بقيه كارها به دست خدا است . بگوييم
خدايا مى دانى كه من احتياج دارم به فلان عطيّه شما.
مـرحـوم عـلامـه طـبـاطـبـايـى مـى فـرمـايـد: آداب دعـا ايـن اسـت كـه از فضل خدا
بخواهى و در راه و خصوصيات آن دخالت نكنى .
آشنايى با شرح
حال بزرگان
وقـتـى آدم شـرح حـال بـزرگـان و وارسـتگان را مى خواند، فايده اش اين است كه احساس
كمبود مى كند. مقامات آن ها را مى بيند و آن وقت مى فهمد چقدر از نظر معنوى كمبود
دارد. آيت اللّه بـهـاءالديـنـى مـى فـرمـودنـد: اگـر كـسـى ((وصـل )) را درك نكند،
نمى فهمد معناى ((فصل )) چيست و چرا على (ع ) در دعاى كميل مى فرمايد: توان فراق تو
را ندارم .
و سرانجام ...
سـرانـجـام آن فـقـيـه بـزرگـوار، پـس از گـذران عـمرى پر بركت ، در روز دوشنبه 21
شهريور 1379 (دوازدهم جمادى الثانى 1421) بدرود زندگى گفت و پس از تشييع با شـكـوه
توسط مردم قدرشناس قم در روز سه شنبه و اداى نماز توسط آية اللّه العظمى سـيـّد
مـوسى شبيرى زنجانى بر پيكر پاكش در حرم مطهّر حضرت فاطمه معصومه (س ) به خاك سپرده
شد و مراسم بزرگداشت مقام علمى و عملى اش تا مدّت ها در قم و شهرهاى اسـتـان
آذربـايـجان شرقى ادامه يافت و پيام هاى متعدّد تسليت از سوى مقام معظم رهبرى و
مـراجـع عـظـام تـقـليـد و شـخصيّت ها و نهادها و ارگان ها در سوگ فقدان وى صادر شد
و رحلتش موجى از غم و اندوه در دل هاى همگان بر جاى نهاد.
مـقـام مـعـظـم رهـبـرى در بـخـشـى از بـيـانـيـه خـود بـه مـنـاسـبـت ارتحال اين
عالم وارسته فرمودند:
ايـشـان در شـمـار عـالمـان و بـرگـزيـدگـانـى بـودنـد كـه عـلم را بـا عـمـل و
تـقـوا را بـا جـهاد و فقاهت را با تبليغ دين و برجستگى رتبه دانش و تحقيق را با
كـمـال فـروتـنـى و زهـد و كـم توقعى در هم آميخته و در عرصه دين و معنويت همچون
ميدان حضور و نشاط انقلابى ، از پيشروان و گوى سبقت ربودگان بودند.
آزمونِ شهادت فرزند، همچون ديگر محنت هاى دوران مبارزه علمى و جهاد سياسى ، بر صبر
و صـفـا و وارستگى اين مرد بزرگ افزوده و اسوه اى براى فضلاى جوان و شاگردان و
ارادتمندان ايشان پديد آورده بود.
مرحوم آيت اللّه احمدى ميانجى در بخشى از وصيت نامه خود مرقوم فرمودند:
شـمـا را بـه تـقـوا و پـرهـيـز از گـنـاه شـديـدا تـوصـيـه مـى كـنـم . روابـط
خـود را با اهـل بـيـت (ع ) روز بـه روز زيـادتـر كـنـيـد. هـمـواره تـوسـل داشـتـه
بـاشيد، ولو با خواندن زيارت جامعه يا امين اللّه يا زيارت عاشورا، با آنان درد دل
كنيد و به در خانه غير آنان نرويد، با امام زمان (عج ) هميشه رابطه برقرار كنيد.
منابع :
1. خاطرات فقيه اخلاقى حضرت آية اللّه احمدى ميانجى ، عبدالرحيم اباذرى .
2. اسوه پارسايان ، صادق حسن زاده .
3. روزنامه جمهورى اسلامى ، كيهان ، علوم حديث و... .