يادخوبان - علامه سيدمرتضى عسكرى
سيدغلامعباس طاهرزاده
كادر علمى پژوهشكده تحقيقات اسلامى

منبع: پایگاه اطلاع رسانی طوبی
مقدمه
از جمله مباحث مهم تاريخ اسلام ، كه در پيشرفت آن و معرفى اسلام به عنوان يك دين الهى و جـاودانـه نقش موثر و بسزائى داشته ، بررسى و شناخت انديشمندان و شخصيّت هايى اسـت كه همواره گزارش گرى حاضر و حاذق در همه اعصار و دوران ها بوده اند، عالمانى وارسـتـه كـه كـلام و عـمـلشان تجسم دين و مكتب اهل بيت (ع ) بوده همانان كه ناخداى كشتى نجات درياى طوفانى و چراغ روشن صحراى ظلمانى امّت به شمار مى روند.
ايـن عـالمـان فـرهـيـخـتـه كه راويان دانش اهل بيت عصمت و طهارت (ع ) هستند، به حق برقله رفـيـع فقه و فرهنگ مكتب اسلام جاى گرفتند و با هوشمندى و دانش و درايت ، ذخاير علوم اهـل بـيـت را اسـتـخـراج كـردنـد وبـه نـسـل هـاى بـعـدازخـود منتقل و تشنگان حقيقت را سيراب ساختند.
فـقـيـهـان وارسـتـه و دانشمندان علوم دينى و تربيتى ، در جوامع اسلامى به عنوان روح و روان پر تحرك جامعه مطرح ، و مورد پذيرش قرار گرفته اند. فقيه به عنوان الگو و اسـوه زنـدگـى اسـلامـى از نـظـر عـبـادى ، سـيـاسـى و اجـتـمـاعـى مـورد قـبول واقع شده است و به تعبير رساتر، همان آيت و حجت خدا بر مردم و نشان راستين خدا در جـامـعـه مـعـرفـى شـده اند. اين القاب و عناوين خود عظمت كار و كارآيى آنان را بازمى گويد و نشان مى دهد.
بـا بـهـره گـيرى از اين جايگاه و منزلت و با تكيه بر چنين پايگاه اعتقادى و مذهبى است كـه عـالمـان اسـلام ، عـموما، و فقهاى شيعه خصوصا نقش رهبرى و راهنمايى و هدايت جامعه اسـلامـى را در عـصـر غيبت به عهده گرفته اند. آنان الگوى زندگى فردى و اجتماعى ، معيار مبارزه حق و باطل ، نشانگر راستين خط اسلام و قرآن و تالى تلو معصومين (ع ) بوده و هستند.
عـالم وارسـتـه و عـلامـه فـهـيـم و پـرتلاش مرحوم آيت الله سيد مرتضى عسكرى (ره ) از نمونه هاى روشن و بارز اين رادمردان تاريخ اسلام اند.
مـحـقـق پـرتـلاش و خـسـتـگـى نـاپـذيـر، مـرحـوم عـلامـه سـيـد مـرتـضـى عـسـكـرى در سال 1293 شمسى در خانواده اى روحانى و عالم پرور در شهر سامراى عراق ، از پدر و مـادرى ايـرانـى الاصـل و اهـل ساوه به دنيا آمد. پدر بزرگوار ايشان ، آيت الله سيد محمد حـسـيـنـى مـعـروف بـه شـيـخ الاسـلام فـرزنـد آيـت الله سـيـد اسـمـاعـيل شيخ الاسلام و داماد آيت اللّه مير محمد شريف عسكرى تهرانى معروف به خاتمه المـحـدثـيـن بـود. عـلامـه عسكرى از سن ده سالگى به حوزه هاى علوم دينى قدم گذاشت . ابـتـداء ادبـيـات عـرب و بـخـش هـايـى از سـطـوح را در هـمـان شـهـر تحصيل كرد. ايشان در سال 1310 هجرى شمسى در دوران مرجعيت مرحوم آيت اللّه العظمى حـاج شـيـخ عبدالكريم حائرى يزدى مؤ سس حوزه علميه قم ، بمنظور بهره گيرى بيشتر از فـيـوضـات عـلمـى بـه قـم هـجـرت كـرد و در دروس سطح عالى حوزه و مباحث اخلاقى و تهذيب و كلام و تفسير از محضر آيات عظام مرعشى ، ساوجى ، امام خمينى (ره ) و حاج ميرزا خليل كمره اى بهره جست .
آن مـرحـوم پـس از چـهـارسال تحصيل علوم حوزوى و تقويت بنيه علمى از قم ، به سامراء بازگشت و ادامه كفايه و فقه اجتهادى و اصول خارج را از اساتيد بزرگ آن شهر از جمله آيـت اللّه آقـا مـيـرزا حـبـيـب الله اشـتـهـاردى و آيـت الله سـيـد مـحـمـدرضـا شـوشـتـرى تحصيل كرد.
ايشان علت بازگشت به سامراء را با ذكر خاطره اى اينگونه بيان مى دارد:
((در آن وقـت ، حـوزه هـاى عـلمـيـه بازدهى تبليغى نداشتند. بايستى از خودمان براى جهان اسـلام مـبـلغ درسـت كـنيم . در حوزه هاى علميه آن زمان ، قرآن و حديث خوانده نمى شد؛ فقط درس هـاى مـقـدمـات و فـقـه بـود. چـنـد نـفـر را بـا خـودم هـم فـكـر كـردم (مـثـل مـرحـوم سـيـد مـحمود طالقانى و سيدعلى رضا ريحانى و هفت نفر ديگر كه همه شان فـوت كـرده انـد) و بـنـا گـذاشـتيم كه درس تفسير را وارد درس هاى حوزه كنيم . استاد ما مـرحـوم آقـامـيـرزا خـليـلى كـمـره اى بـود كـه هـر شـب در مـسـجـد امـام حـسـن (ع ) مـقـابـل شـيـخـان بـه مـا درس تـفـسير مى داد. طلبه هايى كه رد مى شدند، ما را مسخره مى كردند كه اين ها در شب تحصيلى ، تفسير مى خوانند! ما چند نفر، در كنار درس هاى حوزوى ، درس هايى را براى خودمان معين كرده بوديم تا بتوانيم مبلغ بشويم . اما مرحوم آقاميرزا مهدى (پدر زن آية الله گلپايگانى (ره )) كه حوزه را اداره مى كرد و همه كاره حوزه بود، بـا اين كار مخالفت كرد و توانست كه منع كند. استادهاى ما گفتند كه ما نمى توانيم درس بدهيم ؛ من هم قهر كردم و برگشتم سامرا.))
فعاليت هاى سياسى اجتماعى
پـس از تـكـميل دروس عالى در حوزه سامرا، با اوج گيرى فعاليت هاى احزاب و جريانات سـيـاسـى و فـرهنگى مختلف مانند ملى گراها و بعثى ها و به ويژه جهت مقابله با اقدامات تـبشيرى و تبليغ مسيحيت در عراق ، به بغداد مهاجرت كرده و تحت حمايت مستقيم مرحوم آيت اللّه العظمى سيد محسن حكيم به فعاليت هاى سياسى ـ اجتماعى ـ فرهنگى روى آورد.
از جـمـله مهم ترين فعاليت هاى علامه عسكرى در اين دوره تاءسيس مؤ سسه هاى آموزشى و فـرهـنـگـى جـهـت تـربـيـت ديـنـى نوجوانان و جوانان بود، از برجسته ترين ياران علامه عسكرى در اين دوره شهيد سيد محمد باقر صدر و خواهرش شهيده بنت الهدى صدر در اداره امور مدارس دخترانه بود.
علامه عسكرى در سال 1384 هجرى قمرى يعنى حدود نيم قرن پيش ، به منظور گسترش و تـعـميق معارف دينى و دفاع از مكتب اهل بيت (ع ) در ميان جوانان و در سطح جهان اسلام با مـجـوز دولت وقـت عـراق اقـدام بـه تـاءسـيـس دانـشـكـده اصـول ديـن در بـغـداد كـرد، امـا ايـن دانـشـكـده پـس از پـنـج سـال فـعـاليـت علمى و فرهنگى و به دنبال كودتاى بعثى ها در عراق و تحت تعقيب قرار گـرفتن علامه عسكرى تعطيل شد و علامه ناگزير به ترك عراق گرديد. ايشان پس از مـدتـى اقـامـت در لبـنـان به ايران آمد و در مبارزات مردم رشيد و انقلابى ايران با حكومت طاغوت ، آنان را همراهى كرد.
مـرحـوم عـلامـه عـسـكـرى از مـروجـان پـرتـلاش و خـسـتـگـى نـاپـذيـر مـكـتـب اهـل بـيـت (ع ) در قـرن اخـير به شمار مى آيد كه با تاءليفات و اقدامات فرهنگى شهره جـهـانى يافته و از قلم و انديشه خود به شايستگى بهره برد، قلمى كه هرگز از مسير انصاف و حق طلبى در تحقيق و نقدعلمى و اخلاص خارج نشد.
مـقـام مـعـظـم رهـبـرى در بـخـشـى از نـامـه خـود بـه عـلامـه عـسـكـرى جـهت تاءسيس دانشكده اصول دين و راه اندازى مجدد آن درباره ايشان نوشته اند:
((من از خداوند منان آرزومندم كه مركز اين دانشكده در شهر مقدس قم و فروع آن در شهرها و كـشـورهـاى ديگر باشند تا اين حركت در راستاى حركت علمى خستگى ناپذير و مخلصانه شـمـا در راه نـشـر حـقـائق اسلامى با داشتن روحيه علمى پاك و به دور از تعصب و با دقت كافى ، قرار بگيرد.))
در ايـن اواخـرايـشـان بـا ايـنـكه بيش از نود و پنج بهار از عمر پربركتش سپرى گشته بـود، هـمـچـنـان پـرانـگـيـزه و بـا شـور و حرارت ، هر روز در كتابخانه خود، در دانشكده اصـول ديـن تهران ، حاضر مى شد و به تحقيق ومطالعه و تاليف كتاب و بحث هاى علمى بـا دانـشـمـنـدان مـى پـرداخـت و پـاسـخـگـوى سوالات پى شمار دانشجويان خود و مراجعه كنندگان داخل و خارج كشور بود.
بـحـث هـاى عـلمـى و مـنـاظـرات ايـشـان بـا دانـشـمـنـدان مـذاهـب و اديـان مـختلف جهان ، بسيار روشـنـگـرانـه و مـنحصر به فرد بود؛ و بسيارى از اين مباحثات به صورت كتاب منتشر شده است .
عـلامـه عـسـكـرى تـا پـايـان عـمـرشـريـف خـويـش ريـاسـت دانـشـكـده اصول الدين را (كه خود بنيان گذار آن بوده اند) بر عهده داشت .
((عـلاّمـه سيّد مرتضى عسكرى ، همچنين داراى تاءليفات فراوانى به زبان هاى عربى و فـارسـى اسـت . او افـزون بـر بـررسـى كـتـب شـيـعـه ، احـاديـث و روايـات اهـل سـنـّت را نـيـز مـورد بـررسـى قـرار داده ، بـه گونه اى كه اين آثار، مرجع و منبعى قـابـل اعـتـمـاد بـراى آنان به شمار مى رود. كوشش هاى علامه عسكرى براى مصون ماندن اسلام از تحريف ، مورد تقدير هر دو مكتب قرار گرفته است .
اكثر آثار علاّمه ى عسكرى ، در كشورهاى عربى ، بخصوص در كشور مصر، منتشر و مورد استقبال اسلام پژوهان قرار گرفته است . برخى از آثار علامه ، به زبان انگليسى نيز ترجمه شده است . از ويژگى هاى كتاب هاى علاّمه ى عسكرى ، بيان روشن و واضح و نثر بسيار روان و سليس آن ها است كه خواننده را به سوى خود مى خواند.))
تاءليفات فارسى
1. اديان آسمانى و مساءله تحريف
2. نقش عايشه در تاريخ اسلام
3. عقايد اسلام در قرآن كريم
4. نقش ائمه (ع ) در احياى دين (14 جلد)
5. برگستره كتاب وسنت (16 جلد) در موضوعات زير:
َتاريخ حديث پيامبر (ص )
َشيعيان اهل بيت (ع )
َازدواج موقّت در اسلام
َتوسّل به پيامبر خدا
َبَداء يا محو و اثبات الهى
َشفاعت پيامبر (ص )
َآيه تطهير
َعصمت انبيا
َايجاد بنا بر قبور انبيا و اوليا
َسنّت پيامبر (ص ) در گريه بر ميت
َسنّت پيامبر (ص ) در زيارت قبور
َسنّت پيامبر (ص ) در سجده بر تُربت
َسنّت پيامبر (ص ) در صلوات
َسنّت پيامبر (ص ) در زيارت انبيا و صُلحا
َقرآن در دو مكتب
تاءليفات عربى
1. ماءة و خمسون صحابى مُختلَق (سه جلد)
2. عبدالله بن سبا و اءساطير اءخرى (دو جلد)
3. اءحاديث ام المومنين عائشه ؛
4. معالم المَدرستَين (سه جلد)؛
5 . القرآن الكريم و روايات المدرستين (سه جلد)
6 . عقائد الا سلام من القرآن الكريم (سه جلد)؛
7. قيام الا ئمّة بإ حياء الدين (چهارده جلد)
8 . دورالا ئمّة فى إ حياء السنّة .
9. مـقـدّمـة ((مـرآة العـقـول فـى شـرح اءخـبـار آل الرسول )) (دو جلد).
10. مقدمه براى كتاب سيرى در صحيحين محمدصادق نجمى .
11. مع اءبى الفتوح التليخى فى كتابه : ((الا نوار الباهرة )).
12. مـع الدكـتـور الوردى فـى كـتœابـه : ((وعـّاظ السـلاطـيـن )) (جـلد اوّل ).
13. آراء و اءصداء حول عبدالله بن سبا و روايات سيظ فى الصحف السعوديه . 15. مصطلحات إ سلامية .
16. مصطلحات قرآنية .
17. الا حتفال بہكرى الا نبياء و عباداللّه الصالحين .
18. الصحابى و عدالته .
19. خلفاء المدرستين .
20. من حديث النبى (ص ): يكون لهذه الا مّة اءثنا عشر إ ماما.
21. على مائدة الكتاب و السنّة (16 جلد)، شامل موضوعات :
َالبكاء على الميت ؛
َزيارة قبور اءنبياء و اءئمّة و الصلحاء؛
َالتوسّل بالنبى (ص ) و التبرّك بآثاره ؛
َالصلوات على محمد (ص ) و آله ؛
َيكون لهذه الا مّة اثنا عشر قيّما؛
َعدالة الصحابة ؛
َالبناء على قبور الا نبياء و الا ولياء؛
َالشفاعة ؛
َالبَداء؛
َالجبر و التفويض و القضاء و القَدَر؛
َصلاة اءبى بكر؛
َالمتعة اءو الزواج المؤ قّت ؛
َشيعة اهل البيت (ع ) و... .
َحديث الكساء من طُرق الفريقين ؛
َمكتب اءهل بيت و روايات صلوات بر محمد و آل محمد (ص ).
22. تعليم الصلاة
23. المصحف فى روايات الفريقين .
24. صفات الله جلّ جلاله فى روايات الفريقين .
25. آية التطهير فى مصادر الفريقين .
26. صلاة ابى بكر.
27. فى طريق الوحده
بـزرگـداشـت عـلامـه عـسـكـرى در سـومـيـن اجـلاس مـجـمـع جـهـانـى اهل بيت (عليهم السلام ) در تابستان سال 1382 در تهران برگزار و به عنوان يكى از نـخـبگان فرهيخته و برجسته علمى فرهنگى معرفى شدند از ايشان به نحو شايسته اى تجليل شد.
علامه از زبان ديگران
حجت الاسلام والمسلمين احمد عابدى ، يكى از شاگردان ايشان در بيان شخصيت استاد خويش مى گويد:
((عـلامـه عـسـگـرى طـى عـمر خود كارهاى فرهنگى بسيارى انجام داد و بيش از پنجاه كتاب نـوشـت . ايـن كـتـاب هـا تـاثـير بسيار زيادى بر مسلمانان گذاشت و بعضى از كتاب هاى ايـشـان در شـيـعـه شـدن بـسـيـارى نـقـش مـهـمـى را ايـفـا كـرد. بـه طـورى كـه در طول تاريخ هيچ كس مثل علامه عسكرى نتوانست بسيارى از غير شيعه ها را شيعه كند. در اين زمينه حتى از علامه امينى و سيد شرف الدين هم ايشان موفق تر بوده است .))
((مـهـمـتـريـن ويـژگـى آثـار ايـشـان ايـن اسـت كـه اولا هـمـه آثـارشـان را از مـنـابـع اهـل سنت نوشته است و از كتاب هاى اهل سنت استفاده كرده است و ابتكار ايشان هم اين است كه براى اولين بار برخى از صحابه ساختگى را مطرح كرد يعنى افرادى كه اصلا وجود خـارجـى نـدارنـد و شـخـصـيـت هـاى سـاخـتگى اند. ايشان ثابت كرد كه اين افراد به اسم صـحـابـه پـيـامـبـر مـطـرح شـده انـد و حـرف هـايـى كـه از زبـان ايـشـان نـقـل شده است دروغ است . اين مهمترين كار ايشان است . علامه عسگرى 150 نفراز صحابه ساختگى پيامبر را معرفى كرد.))
((از خـصـوصـيـات اخـلاقـى ايـشـان اين است كه بسيار متواضع بودند و هرگز به نام و نـشـان و مـال و ثـروت وابـسـتـگـى نـداشـت ، بـه طـورى كـه شـايـد هـيـچ كـس مـثل او پيدا نشود كه اعلام كند از هيچ كتابم حق التاليف نمى گيرم . علامه عسگرى براى هـيـچ كـدام از كتاب هايش حق التاءليف نگرفت و مى گفت هر كسى كه دوست دارد مى تواند كتاب هايم را منتشر كند و از حقوق مادى آن استفاده كند.))
نويسنده كتاب ((شرح اشارات )) در پايان گفت :
((مـرحـوم آيـت الله العـظـمى گلپايگانى (ره ) به علامه عسگرى نامه اى نوشتند و در آن نامه ذكر كردند كه من از شما خواهش مى كنم كه اسم من را در دانشكده خودتان بنويسيد تا روز قيامت جزو خدمت گزاران دانشكده اصول دين محشور شوم .))
حجت الاسلام رفيعى از فضلاى حوزه علميه قم در مراسم گراميداشت آن مرحوم اظهار داشت : عـلامه عسكرى عالمى خستگى ناپذير، سخت كوش ، بلند همت و مروج آثار عصمت و طهارت (ع ) بود.
وى تـصـريـح كـرد: تـلاش خـسـتـگـى نـاپـذيـر عـلامـه عـسـكـرى در خـدمـت بـه مـكـتـب اهـل بـيـت (ع ) بـر هـمـگـان روشن است كه چگونه با آثار فاخر خود در برابر هجمه هاى دشـمنان از خود ايستادگى نشان داد و با آثار علمى اش سند افتخارى براى شيعه به جا گذاشت .
حجت الاسلام رفيعى ، ياد آور شد:
((ايـن مـجـاهـد نـسـتـوه از هـمـان دوران جـوانـى در راه اهـل بـيـت (ع ) قـدم نـهـاد و عـشـق به مدرسه سازى براى ترويج مكتب تشيع را براى خود افـتـخـار مـى دانـسـت كـه تـاسـيـس دانـشـكـده اصـول ديـن مدال افتخار اوست .))
رهبر معظم انقلاب در رحلت اين عالم فرزانه با صدور بيانيه اى اظهار داشتند:
((اين عالم بزرگوار و سخنكوش دهها سال از عمر با بركت خود را در راه پژوهش در كلام و تـاريـخ و حـديـث صرف كرد و محصول مبارك آن تاليفات و مقالاتى است كه در گستره جـهـان اسـلام بـا اسـتـقـبـال و تـحـسـيـن روبـرو شـد و در تـرويـج مـكـتـب اهل بيت عليهم السلام موفقيت هاى ارزشمندى به دست آورده است .))
و سرانجام ...
و سـرانـجـام عـلامـه عـسـكـرى پـس از هشتاد سال تحقيق ، تاءليف و ترويج و دفاع از مكتب اهـل بـيـت (يـكـشـنـبـه چـهـارم رمـضان المبارك 1428 هجرى قمرى برابر با بيست و پنجم شهريور ماه 1386 هجرى شمسى ) بر اثر بيمارى قلبى و كليوى در سن 93 سالگى دارفانى را وداع گفت .
روحش شاد و يادش گرامى باد.