یاد خوبان ؛ سيره امام خمينى (ره)

       

 

سيدغلامعباس طاهرزاده
كادر علمى پژوهشكده تحقيقات اسلامى
چكيده


هرگز جامعه ى اسلامى و تاريخ بشريت شخصيت ممتاز و كم نظير حضرت امام خمينى (ره ) را كـه بـا انـديـشـه هـاى آسمانى وانسانى و تلاش هاى صادقانه ى خود مسير تاريخ را دگرگون كرد، فراموش نخواهد كرد.
شخصيتى كه بااعتماد وتكيه برلطف الهى و ايمان به هدف ، نظام پوسيده 2500 ساله استبداد را به زباله دان تاريخ انداخت و به جامعه ى اسلامى هويتى تازه بخشيد و گرد غفلت وخود فراموشى را از چهره ى آنان زدود و آنان را با شخصيت واقعى خود آشنا ساخت .
امـام خـمـيـنـى ، بـنـيـانـگـذار انـقـلاب اسـلامـى درايران و بيدار كننده ى جامعه ى مستضعفان ومـحـرومـان ، انـسـان كـامـلى بود كه علم و عمل را به هم آميخته ، عرفان و اخلاق را در خود مجسم نمود و با فقاهت و اجتهاد واقع بينانه ، احكام و سياست و حقوق اسلامى را بيان كرد. او نـه تـنـهـا در مـراحـل عـلمـى پـيـشـتـاز ايـن مـسـيـر بـوده ، بـلكـه در مـراحـل اجـتـمـاعـى و سـيـاسـى يـك فـرد آگـاه از وضـع زمـان و آشنا به درد و درمان بود. فـريـادش بـر مستكبران و سلطه جويان ، تازيانه اى بود كه پشت آنان را مى لرزاند و نقشه هاى آنان را بر باد مى داد.
مقدمه
آيـنـه تـاريـخ ، از آغـاز پـيـدايـش تـا بـه امـروز،هـمـواره قامت بزرگ مردانى را در سينه پـراسـرارخـود نـگـاه داشـتـه وبـه آن مى بالد؛ مردانى كه تاريخ ساز بودند؛ آنان كه خـورشـيـد پـر نـور وجـودشـان بر آسمان سر مى سايد و به پاسداشت عظمت آنان ، مهر آسمان خاك بوس پايشان مى شود.
مـردانـى كـه گـرمـاى صـداى مـلكـوتـيـشـان صـفـابـخـش گـوش زمان است و شعاع سيماى پرفروغشان ، روشنگر كوره راههاى ابهام و ترديد ؛ مردانى كه همه زواياى زندگيشان دفـتـرى اسـت گـشـوده بـراى پـيـمـايـش راه سـعـادت و پـويـش ‍ كمال معنوى ؛ مردانى به وسعت همه تاريخ و به گستره همه هستى .
بـررسى و تحليل زندگى بزرگ مردى ازسلاله عترت كه انقلابى بس عظيم را هدايت و رهـبـرى كـرد و شـالوده نـظـام بـى بـديل جمهورى اسلامى را در سرزمينى نهاد كه هميشه گرفتار استبداد و خفقان شاهان سركش و جبار بوده ، كارى است بس دشوار!
انـقـلاب اسـلامـى ايـران بـه عـنـوان شـگـف انـگـيـزتـريـن تـحـول سـياسى نيمه دوم قرن بيستم بازتاب انديشه نورانى و استوار خمينى كبيراست كـه ديـدگـاهـهـا و آراء او، نـه تـنـهـا در ايـران كـه در سراسر جهان تاثيرات فراوان و گوناگونى بر جاى گذاشته است .
امـام خـمـيـنـى (ره )، اين شاگرد مكتب امام صادق (ع ) به عنوان نظريه پردازومعمارانقلاب اسلامى ، درزمينه نهادينه كردن ساختارجامعه و تبيين جهت گيريها و رويكردهاى سياسى ؛ دريـايـى از انـديـشـه پـديـد آورد بـه گـونـه اى كـه از سـرچـشـمـه زلال اسلام ناب محمدى ،نه تنها ايران اسلامى بلكه كشورهاى منطقه وهمه جهان راسيراب كرد.
بـه راسـتـى چـه كـسـى قـادراسـت رمز و راز شكل گيرى شخصيت اين مرد بزرگ دوران را شـناسائى ، بررسى و بازگو نمايد، در حالى كه آنچه از سالهاى كودكى ، نوجوانى ، جـوانـى ، و مـبـارزات سـيـاسـى آن فـرزانه در خاطره ها به جا مانده تنها گوشه اى از زندگى پررمز و راز ايشان است .
حـتـى مـرور بـر نـقـاط عـطـف و سـرفـصـلهـاى زنـدگـى آن يـگـانـه دوران نـيز كارى است مـشـكـل و در ايـن مـخـتـصـر نـگـنـجـد. بـهـمـيـن سـبـب ازآن سـرچـشـمـه نـوروزلال مـعـرفـت ، چند جرعه اى بقدرتوان از سيره عملى ورفتارى آن بزرگ بهره مى بريم واز بخش كوچكى از شعاع جهانتاب آن وجود نازنين روشنى مى گيريم .
عبادت وبندگى خدا
اهتمام و مراقبت امام خمينى (ره ) بر عبادات و نماز و اداى آن در وقت فضيلت ، به گونه اى بود كه حتى به محافظان خود مى فرمود در وقت نماز، نماز بخوانيد، حفاظت لازم نيست .
ـ مـداومـت بـر قـراءت قـرآن و تـدبـر در آن به نحوى كه هر روز دست كم پنجاه آيه و در بعضى از ايام ده جزء قرآن تلاوت مى كرد.
ـ امام (ره ) به دعا و نيايش وارتباط بامعبود، چنان اهميت مى داد كه وقتى در نجف به سر مى برد، هر روز به حرم مشرف مى شد و زيارت جامعه اش ‍ هرگز ترك نشد.404
مقام معظم رهبرى (دام ظله ) مى فرمايد:
آن چـيـزى كـه امـام را بـر هـدايـت و اداره و رهبرى ملت ايران و انقلاب عظيمش قادر مى كرد، عـبـارت بـود از: ارتـبـاط بـا خـدا و اتـصـال و تـوجـه و تـوكـل بـه او. او واقعا ((عبد صالح خدا)) بود. من هيچ تعبيرى را بهتر از اين ، براى امام (ره ) پيدا نمى كنم .405
آيت الله رضوانى درباره تعبد امام نقل مى كند:
در ايـامـى كـه مـن بـا امـام بـودم و تـوفـيـق خـدمـتگزارى ايشان را داشتم نماز شب را ترك نكردند.406
خويشاوندان امام كه از پانزده سالگى با ايشان بودند، مى گفتند:
((
از پـانـزده سـالگى ايشان كه ما در خمين بوديم ، آقا مى رفتند به يك قسمت ديگر كه هـيـچ كس بيدار نشود و نماز شب مى خواندند.)) همسر ايشان مى گويند: ((تا حالا نشده كه من از نماز شب ايشان بيدار شوم . چون چراغ را مطلقا روشن نمى كردند، براى اينكه كسى بـيـدار نـشـود، هنگام وضوى نماز شب ، يك ابر زير شير مى گذاشتند كه آب چكه نكند و صداى آن كسى را بيدار نكند.))407
از خانم طباطبائى عروس امام نقل است كه :
رمـضـان سال قبل از رحلت امام را خوب به ياد دارم . بعضى وقتها هر بار كه به دليلى نزد ايشان مى رفتم و سعادت پيدا مى كردم با ايشان نماز بخوانم ، وارد اتاقشان كه مى شـدم مـى ديـدم قـيـافـه ايـشـان كـامـلا بـرافـروخته است و چنان اشك مى ريختند كه ديگر دستمال كفاف اشكشان را نمى داد و كنار دستشان حوله مى گذاشتند. امام شبها چنين حالتى داشتند و اين واقعا معاشقه ايشان با خدا بود.408
يكى ازنزديكان امام مى گويد:
در يـكـى از نـيـمـه شبها خبر آوردند كه قرار است كودتايى رخ دهد. حاج احمد آقا شتابان خـدمـت امـام رسـيـد كـه خـبـر را بـه امـام بـدهـد. امـام بـه اداى نـمـاز مـشـغـول بـودنـد كـارى كه هميشه در اين ساعت انجام مى دادند او مدتى طولانى به انتظار ايـسـتـاد امـا امـام غـرق در راز و نـيـاز با خداوند بودند. وقتى حاج احمد آقا موضوع را به اطـلاع امـام رسـانـد، ايـشـان بـا هـمـان مـتـانـت و آرامشى كه همواره داشتند اشاره كرده و آرام فرمودند: ((مساءله اى نيست ؛ شما برويد و خيالتان آسوده باشد...)) و بعد به نماز شب و راز و نيازشان ادامه دادند.409
ساده زيستى
يـكـى از بـزرگـتـرين ويژگى هاى حضرت امام خمينى (ره ) ساده زيستى ايشان بود، امام خمينى (ره ) از ابتدا تا انتهاى عمر پربركتش ، دست ازساده زيستى نكشيد و همين امر يكى از عواملى بود كه او را در مبارزه مستمر ووقفه ناپذيرش با استبداد و استعمار موفق ساخت . امـام (ره ) از هـمـه قـيـود آزاد بـود و هـمـيـن وارسـتـگـى ، هـمـه خـوف و بـيـم هـا را از دل پاك او زدوده و از او قهرمانى بزرگ در عرصه معنويت ساخته بود. قيد وبندهاى مادى و دنـيـايـى ، مـانـع از وارسـتـگـى روح انـسـان مـى شـود و آنـگـاه كـه روح در مـحـاصـره عـوامـل رشـد انـسـان قـرار گـيـرد، آزادگى معناى خود را از دست مى دهد وچنين انسانى نمى تـوانـد بـه مقامات بالاى معنوى و هدايتگر برسد و فقط كسانى كه بتوانند از اين قيد و بندها برهند مى توانند از اين قيد و بندها آزاد باشند.
بـا كـمـال تاسف امروز در حالى كه در آستانه نوزدهمين سالروز عروج ملكوتى آن عزيز دوران قـرار داريـم ، شـاهـد تـلاشـهـاى گـسـتـرده اى از داخل و خارج براى تحريف آرمانها و ارزشهايى كه آن حضرت از خود باقى گذاشته اند، هـسـتـيـم . مسلما يكى از ارزشهاى باقى مانده و آرمانى از آن امام عزيز، ((ساده زيستى )) و بـى تـوجـهـى ايشان به امور دنيوى است . همان صفتى كه امروزه با سادگى هرچه تمام تـر در جامعه رو به فراموشى است و عليرغم توصيه مقام معظم رهبرى وبزرگان دينى بـه آحـاد مـردم ، بـويـژه مـسـئوليـن مـمـلكـتـى بـه ايـن خـصـيـصـه وسـيـره آنـحـضـرت ، اقبال چندانى نمى شود.
آيت الله موسوى اردبيلى نقل ميكند:
((
وقـتـى قـرار شـد طـبـق اصـل قـانـون اسـاسـى مـسـؤ وليـن صورت دارايى خود را بدهند اول كسى كه صورت دارايى خود و متعلقين خود را داد امام بود و تمام موجوديش را نوشت و فرستاد.410
حجه الاسلام رحيميان مى گويد:
زنـدگـى امـام از هـر جـهـت بـسيار ساده بود.نه تنها ايشان در زندگى شخصى خود ساده زيـسـت بـودنـد، بـلكه نسبت به آنچه به ايشان مرتبط مى شد، نيز، مراقبت مى كردند.از بـاب نـمـونـه ، حسينيه جماران ، با اينكه به شخص ايشان زياد ارتباط نداشت و هر نوع تـغييرى در آن در نهايت به نام امام حسين (ع ) تمام مى شد ولى امام نگذاشتند كه تغييرى بـه مـنـظور تجمل و زيبايى در آن ايجاد شود.حتى وقتى آقاى امام جمارانى خواست آنجا را سـفـيـد كـارى كـند، امام به او فرمود: اگر مى خواهيد من اينجا بمانم ، تزيينات نكنيد. يك وقـت امـام مـتـوجه شدند كه مى خواهند كاشى كارى كنند، عصبانى شدند، فرمودند، ((من از اينجا مى روم ))!. به خاطر اين ، حسينيه تا به آخر به همين صورت باقى ماند.411
حجه الاسلام فرقانى از ياران امام در نجف مى گويد:
وقـتـى كـه ايـشـان [امـام ] در نـجـف بـودنـد مـانـنـد سـايـر طـلبـه هـا يـخـچـال نـداشـتـنـد. حـتـى راضـى نـشـدنـد كـه شـيـخ نـصـرالله خـلخـالى از پـول خـودش بـراى مـنـزل ايـشـان يـخـچـال بـخـرد. خـود امـام تـا دو سـال بـا ايـن كـلمـنـهـاى دسـتـى كـوچـك آب مـى خـوردنـد و يـخـچـال بـزرگ نـداشـتـنـد و مـى فـرمـودنـد: طـلبـه هـا نـدارنـد. پـس از دو سـه سـال كـه وضـع شـهـريـه طـلاب بـهـتـر شـد و هـمـه قـادر شـدنـد كـه يخچال بخرند، امام فرمودند: حالا كه همه دارند شما هم بياوريد و بگذاريد.412
سـراسـر زنـدگى حضرت امام ، آميخته با سادگى و قناعت و بى اعتنايى به دنيا بود و ايـن شـيـوه چـه در دوران جـوانـى و چـه در سـالهـاى بعد حتى دردوران تبعيد و نيز پس از پـيـروزى انـقـلاب شـكـوهـمـنـد اسـلامـى ايـران تـا لحـظـه ارتحال ايشان ادامه داشت .
امام خمينى احياگرفرهنگ عاشورا
در يك مرورتاريخى وارزيابى منصفانه واخبارواحاديث نبوى وائمه معصومين (ع ) مى توان گـفـت : حـفظ اسلام راستين ومكتب تشيع وارزشهاى دينى و استمرار نهضتهاى حق طلبانه در تاريخ اسلام ، مرهون قيام عاشوراست .
بـدون تـرديـد، نـهـضت امام خمينى و انقلاب اسلامى شديدا متاثر از فرهنگ عاشورا و قيام سالار شهيدان است ، بلكه اين نهضت در اساس و اركان و اجزاء خويش مولود قيام عاشورا و پـيـامـد آن اسـت . پـيـونـد مـذكـور بـيـن قـيـام امـام خـمـيـنـى و مـكـتـب عـاشـورا آنـچـنـان در عـمـل و رفـتـار و مـنـطـق رهـبـر كبير انقلاب و عملكردها و شعارها و آرمانهاى انقلاب اسلامى آشـكـار اسـت كـه نـيـاز بـه اسـتـدلال ندارد. حتى نقطه هاى عطف تاريخ انقلاب اسلامى در پيوند با محرم و عاشورا و در اين مناسبتها پديد آمده اند.
امام خمينى (ره ) در اين مورد مى فرمايد:
مـا بـايـد هـمـه متوجه اين معنا باشيم كه اگر قيام حضرت سيدالشهدا ـ سلام اللَّه عليه ـ نـبـود، امـروز هـم مـا نـمـى تـوانـسـتـيـم پـيروز بشويم . تمام اين وحدت كلمه اى كه مبداء پيروزى ما شد، براى خاطر اين مجالس عزا و اين مجالس ‍ سوگوارى و اين مجالس تبليغ و تـرويـج اسـلام شـد. سـيـد مـظلومان يك وسيله اى فراهم كرد براى ملت كه بدون اينكه زحـمـت بـاشـد بـراى مـلت ، مـردم مجتمع اند. اسلام مساجد را سنگر قرار داد و وسيله شد از بـاب ايـنـكـه از همين مساجد، از همين جمعيتها، از همين جمعات ، از همين جمعه ها و جماعات ، همه امورى كه اسلام را به پيش مى برد و قيام را به پيش مى برد، مهيا باشد و بالخصوص حـضـرت سـيـدالشـهـدا از كـار خـودش به ما تعليم كرد كه در ميدان وضع بايد چه جور بـاشـد و در خـارج مـيـدان وضـع چـه جـور بـاشـد و بـايـد آنـهـايـى كـه اهل مبارزه مسلحانه هستند چه جور مبارزه بكنند، و بايد آنهايى كه در پشت جبهه هستند چطور تـبـليـغ بـكـنـنـد. كـيفيت مبارزه را، كيفيت اينكه مبارزه بين يك جمعيت كم با جمعيت زياد بايد چـطـور باشد، كيفيت اينكه قيام در مقابل يك حكومت قلدرى كه همه جا را در دست دارد، با يك عـده مـعـدود بـايد چطور باشد، اينها چيزهايى است كه حضرت سيدالشهدا به ملت آموخته است ))413
امام (ره ) درجاى ديگراين اينگونه اظهار مى دارند:
((...
نـمـى فـهـمـنـد ايـنها كه روضه يعنى چه . اينها ماهيت اين عزادارى را نمى دانند چيست . نمى دانند كه اين نهضت امام حسين آمده تا اينجا، تا اين نهضت را درست كرده .
ايـن تـابـع [انقلاب اسلامى ايران ]، اين يك شعاعى است از آن نهضت [عاشورا]. نمى دانند كـه گريه كردن بر عزاى امام حسين ، زنده نگه داشتن نهضت ، و زنده نگه داشتن همين معنا [سـت ] كـه يـك جـمـعـيـت كمى در مقابل يك امپراطورى بزرگ ايستاد. دستور است . آن دستور عـمـل امـام حـسـيـن ، سـلام اللَّه عليه . دستوراست براى همه : كُلُّ يَوْمٍ عَاشُورَا؛ وَ كُلُّ اءَرْضٍ كـَرْبـَلاء دسـتـور اسـت بـه اينكه هر روز و در هر جا بايد همان نهضت را ادامه بدهيد، همان بـرنـامـه را، امـام حـسـيـن بـا عـده كـم هـمـه چـيـزش را فـداى اسـلام كـرد؛ مـقـابـل يـك امـپـراتـورى بزرگ ايستاد و ((نه )) گفت ؛ هر روز بايد در هر جا اين ((نه )) مـحـفـوظ بـمـانـد. و ايـن مـجـالسـى كـه هـسـت مـجـالسـى اسـت كـه دنـبـال هـمـيـن اسـت كـه ايـن ((نـه )) را مـحـفـوظ بـدارد. بـچـه هـا و جـوانـهـاى مـا خيال نكنند كه مسئله ، مسئله ((ملتِ گريه )) است ! اين را ديگران القا كردند به شماها كه بـگـويـيد ((ملتِ گريه ))! آنها از همين گريه ها مى ترسند، براى اينكه گريه اى است كـه گـريـه بـر مـظـلوم اسـت ؛ فـريـاد مقابل ظالم است . دسته هايى كه بيرون مى آيند، مقابل ظالم هستند؛ قيام كرده اند. اينها را بايد حفظ كنيد. اينها شعائر مذهبى ماست كه بايد حفظ بشود. اينها يك شعائر سياسى است كه بايد حفظ بشود.414
عـزت و شـرف و اسـتـقـلال افـتـخـاراتـى كـه در سايه انقلاب اسلامى به دست آمد نتيجه بـازيـابـى فـرهـنـگ عاشورايى و دميدن روح شهادت و عطر تعاليم عاشورايى در جامعه اسلامى است كه با تدبير و تلاش عبد صالح خدا حضرت روح اللّه پديد آمد.
عشق به مردم ومحرومين
مقام معظم رهبرى دربيان شخصيت امام مى فرمايد:
مـردم هـمـيـشـه در نـظـر امـام )ره ) اصـل و مـحـور بودند... و همه ى فعاليت هاى اقتصادى و امثال آن بايد بر محور نجات محرومين از محروميت ها انجام گيرد.415
سوز امام در خدمت به طبقه محروم چنان بود كه آن حضرت را از خود بى خود مى كرد.
مـرحـوم آقـاى اسـلامـى تـربـتـى كـه هـمـسـايـه امـام در قـم بـود، نـقـل مـى كـرد: روزى بـا امـام در حـال رفـتـن بـه درس مـرحـوم آقـاى شـاه آبـادى بوديم . فـصل زمستان بسيار سردى بود از كنار مدرسه حجتيه عبور مى كرديم . ديدم خانمى كنار رودخـانـه نـشـسـتـه و دارد پـارچـه هـا و كـهـنـه هـايـى را مـى شـويـد. نـمـى دانـم مال خودش ‍ بود يا كلفت بود. مى ديديم كه يخ ‌هاى رودخانه را مى شكست و كهنه مى شست . بـعـد دسـتـش را از آب بـيـرون مـى آورد و مـقـدارى با دماى بدنش گرم مى كرد و دوباره لباس مى شست . امام قدرى به او نگاه كرد بعد به من فرمود: شما برويد بعد من مى آيم . عـرض كردم چه كارى داريد؟ اگر امرى هست بفرمائيد گفتند: نه شما برويد و خودشان ايستادند و به كمك آن خانم لباس ها را شستند و كنار گذاشتند و چيزى هم يادداشت كردند كـه بعد معلوم شد آدرس آن خانم مستمند را از او گرفته بودند. هر چه از ايشان پرسيدم قـضـيـه چـه بـود فرمودند: چيزى نبود. بعد معلوم شد به آن خانم گفته اند شما بيائيد مـنـزل ، مـن دسـتـور مـى دهـم آب گـرم كـنـنـد و ديگر شما اينجا نيائيد. با آب گرم لباس بشوئيد و خود من هم كمك تان مى كنم .416
امام خود مى فرمود:
((
طـريـق اسـلامـى ايـن است كه مستضعفين را حمايت كنند. ما به پيروى از اسلام بزرگ ، از جـمـيع مستضعفين حمايت مى كنيم . گمان نمى كنم عبادتى بالاتر از خدمت به محرومين وجود داشـتـه بـاشد. خود را براى خدمت به اسلام و ملت محروم مهيا كنيد؛ كمر به خدمت بندگان خدا كه خدمت به خداست ببنديد. به همه در كوشش براى رفاه طبقات محروم وصيت مى كنم كـه خـيـر دنـيـا و آخـرت شـماها در رسيدگى به حال محرومان جامعه است . چه نيكوست كه طبقات تمكن دار، به طور داوطلب براى زاغه و چپرنشينان مسكن و رفاه تهيه كنند؛ و مطمئن باشند كه خير دنيا و آخرت در آن است . و ازانصاف به دور است كه يكى بى خان و مان ، و يـكـى داراى آپـارتـمـانـهـا بـاشـد. ما آن روز عيد داريم كه مستمندان ما، مستضعفان ما به زندگى صحيح رفاهى و به تربيت صحيح اسلامى ـ انسانى برسند. آنچه مهم است اين اسـت كـه آن قـشـر مستضعف بيشتر مورد نظر باشد. خدا نياورد آن روزى را كه سياست ما و سياست مسئولين كشور ما، پشت كردن به دفاع از محرومين و روآوردن به حمايت از سرمايه دارهـا گـردد. اسـلام بـراى مـسـتـضـعـفـيـن آمـده اسـت و اول نـظـرش بـه آنـهـاسـت . اين قرن ـ به خواست خداوند قادر ـ قرن غلبه مستضعفان بر مـسـتـكـبـران ، و حـق بـربـاطل است . به مستضعفان و مستمندان و زاغه نشينان كه ولى نعت ما هـسـتند خدمت كنيد. پيش خداى تبارك و تعالى كمتر خدمتى است كه به اندازه خدمت به زاغه نشينان فايده داشته باشد.))417
مقام معظم رهبرى در جايگاه مردم در نزد امام مى فرمايد:
((
در سـخـت تـرين مراحل ، به مردم اطمينان فراوان داشت . در يكى از پيامهاى خود به مردم فرمود: ((من شما را خوب مى شناسم ، شما هم من را خوب شناختيد.)) واقعا اين گونه بود. امام ، اين مردم را خوب شناخته بود و به صفا و وفا و غيرت و شجاعت و صداقتشان ، واقف بـود. مـردم هـم حـقـا و انـصـافـا امـامـشـان را خـوب شـنـاخـتـه بودند و پاسخ مناسب به او دادند.))418
اخلاق فردى
انـسان ، آن گاه شايسته عنوان خليفه الله است و به كرامت انسانى دست پيدا مى كند، كه خـاك وجـودش بـا زلال دانـش و بـيـنـش در هـم آمـيـزد و حـاصـل آن در قـالب اخـلاق و مـنـش مـتـعـالى در رفـتار فرد متجلى شود. بنابراين اخلاق ، عصاره همه ارزش هاى ذاتى و اكتسابى انسان و چكيده تعاليم اديان وپيامبران الهى است .
نـام امـام خـمـيـنى ، امروز براى بسيارى ازانسان ها درسراسرجهان ،شناخته شده است و هر كـدام ايـشـان را از زاويـه نـگـاه و آگـاهـى و دلبـسـتـگـى هـاى خـود مـى شـنـاسـنـد. اهـل سـيـاسـت و حـكـومـت و مـديـريـت او را بـه عـنـوان يـك رجـل سـيـاسـى ، و اهـل فقه و فلسفه و عرفان او را به عنوان يك فقيه ، فيلسوف و معلم عـرفان نظرى مى شناسند، و انديشمندان علوم تربيتى و رهروان عرفان عملى و شيفتگان اخـلاق و مـنـش انسانى ، امام خمينى را به عنوان انسانى نمونه و خودساخته و ذوب شده در اخلاق الهى مى شناسند. آنچه به امام جذابيت و محبوبيت جهانى بخشيده و او را تا اوج يك قـهرمان در قلوب ملتها (حتى غير مسلمانان (بالا برده بود، اخلاق و منش متعالى بود؛ چنان كه انبياء و رهبران دينى اينگونه بودند خداوند در توصيف پيامبر خاتم او را به اخلاق ، بـردبارى و دلسوزى و كرامتش ستوده است : (و انّك لعلى خلق عظيم ) (قلم /4)؛ همانا تو از اخلاق و منشى بس عظيم برخوردارى .
بـه هر حال امام خمينى (ره ) در مقام يكى از وارثان خط انبيا و اولياى الهى ، چهره اى است كـه بـايـد بـخش عظيمى از موفقيت هاى او را در شخصيت اخلاقى و رفتارى اش كه منبعث از عـلم و ايـمـان آن حـضـرت اسـت ، جـسـت وجو كرد. البته به اين نكته بايد توجه شود كه عـمـل و اخـلاق شـايسته ، حاصل ضرب علم و ايمان است ؛هر چند در سطوح آغازين ريشه در فطرت و سرشت آدمى دارد. مقام معظم رهبرى در بيان شخصيت امام مى فرمايد:
امـام خـمـيـنـى شخصيتى آن چنان بزرگ بود كه در ميان بزرگان و رهبران جهان و تاريخ بـه جـز انـبـيـا و اوليـاى معصومين (عليهم السلام ) به دشوارى مى توان كسى را با اين ابـعاد و خصوصيات تصور كرد. الحق شخصيت آن عزيز يگانه ، شخصيتى دست نيافتنى و جايگاه والاى انسانى او جايگاهى دور از تصور و اساطير گونه بود.))419
خانواده
آنـچـه درايـن بـخـش بدان پرداخته مى شود، سيره عملى و رفتارى حضرت امام در خانواده اسـت كـه در سايه سار آشنايى با آن ؛ به يقين صفحه اى نورانى وعبرت آموزفرا روى ما قرار مى گيرد كه با بهره گيرى از آنها مى توانيم زمينه سلامت خانوادگى و سعادت را براى خويش فراهم سازيم . اينك شما طالبان حقيقت را، به سراى پرمهر امام دعوت مى نماييم .
همسر محترم امام در باره رفتار آن حضرت با خانواده مى گويد:
((
حضرت امام به من خيلى احترام مى گذاشتند و خيلى اهميت مى دادند. هيچ حرف بد يا زشتى به من نمى زدند... امام حتى در اوج عصبانيت هرگز بى احترامى و اسائه ادب نمى كردند. هميشه در اتاق جاى بهتر را به من تعارف مى كردند.))420
دختر امام مى گويد:
((
بـرخـورد حـضرت امام با همسرشان در عين صميميت و محبت بسيار محترمانه بود. در تمام مسايل شخصى و خانوادگى نظر خانم محترم بود.421
فرزندان واعضاى خانواده امام نيزازاحترام خاصى برخورداربودند و بسيار خوشرو و با متانت با آنها رفتارمى كرد.نوه دخترى امام نقل مى كند:
گاهى اوقات امام بدون آنكه چيزى به ما بگويند به بهانه اى به آشپزخانه مى رفتند و بـراى مـا چـاى مى ريختند. البته ما از اين رفتار ايشان احساس ‍ شرمندگى مى كرديم . ولى امـام بـا ايـن كارها كمال مهمان نوازى و در حقيقت بهترين رفتار را نسبت به فرزندان خود نشان مى دادند.))422
توجه به مسائل سياسى واجتماعى
در بـعـد سـيـاسـى ، امام خمينى يك شخصيت بى نظيرى است كه دوست و دشمن بر آن اذعان داشـتـنـد. عـنـوانـهـايـى نـظـيـر تـئوريـسـيـن بـزرگ ، صـاحـب نـظـر بـرجـسـتـه ، تـحـليـل گـر سـيـاسى فوق العاده ، استراتژيست بلند پايه ، آينده نگرى قوى ، جهان بـيـن مـنـحـصـر بـه فـرد، داراى دكـتـريـن عـالى و پـيـچـيـده ، ژرف نـگـر، غـيـر قـابـل پـيـش بـيـنـى و داراى پـيـچيدگى بسيار دور بخشى از القابى است كه شخصيتها وسياستمداران جهانى به امام خمينى داده اند، اينك گوشه هايى از ويژگيهاى سياسى امام راحل را به طورخلاصه ذكر مى كنيم .
در انـديـشـه امـام (ره ) سـيـاسـت و هـرگـونه تلاش سياسى به دو بخش الهى و غيرالهى تقسيم مى شد.
ايـشـان مـعـتـقـد بـود كـه اگر تلاش مديران و رهبران جامعه و برنامه ريزان كشوردرجهت تـرويـج معنويت و مصالح مردم باشد، اين سياست الهى است ، در غير اينصورت آن سياست شيطانى است . امام معتقد است كه سياست الهى ، به معناى راهنمايى و راهبرد در مسيرى است كـه در قـرآن ، بـدان پـرداخـتـه شـده و اوج آن در حـيات و مشى انبياء الهى وائمه معصومين تبلور يافته است .
((
سـياست اين است كه ... تمام مصالح جامعه را در نظر بگيرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نـظـر بـگـيـرد... اين مختص به انبياء و اولياء است و به تبع آنها به علماى بيدار اسلام .))423
بـراسـاس ايـن باوراست كه امام ، سياست ومديريتى كه در مسير الهى باشد ؛ همان ديانت مى داند.424
و حـج را كـه ازمـنـاسـك مـهـم و شاخص اعمال عبادى وكانون معارف الهى است ، مظهر حركتى سياسى عبادى در جهت منافع جامعه اسلامى شمرده است .425
در جاى ديگر مى فرمايد:
اسـلام هـمـه احكامش يك احكام مخلوط به سياست است ،... نمازش ... حجّش ... زكاتش سياست است ، اداره مملكت است .))426
امام با اين بينش در نهايت نتيجه مى گيرد كه :
سـيـاسـتـمـداران اسـلامـى ، سـيـاسـتـمـداران روحـانـى ، انـبـيـاء عـليـهـم السـلام ، شغل شان سياست است .))427
ايشان سعى بسيار زيادى داشتند كه عزت از دست رفته را به جامعه اسلامى برگرداند و ايـن كارجز با تفهيم وتلقين جهان بينى عظيم اسلامى عملى نمى شود. بنابراين توجه امـام (ره ) بعد از شكستن ابهت و هيمنه ابرقدرتها بويژه امريكا، تشريح و معرفى اسلام نـاب بـود. هـمان اسلامى كه عزت را منحصر به مسلمانان مى داند ((ولله العزة ولرسوله وللمومنين .
امـام عـزيـز مـعـتـقـد بـودنـد بـه مـيزانى كه مسلمانان از اسلام فاصله بگيرند، به لحاظ سـيـاسـى بـه هـمـان مـيـزان بـه قدرتهاى اجنبى وابسته مى شوند. دراين استراتژى همه تـلاش حـضـرت امـام صـرف تـبـليـغ اسـلام وتـبـيـيـن مسائل اساسى ومغفول جهان اسلام بود. به گونه اى كه مسلمانان هرگز در امور راهبردى و سلطه آور خود را نيازمند ديگران ندانند.
دشمن شناسى
امـام دشـمـن اصـلى و خطر عمده را در مراحل مختلف حيات سياسى خويش باز شناخت و متناسب بـا آن بـه مـقـابـله بـا تـوطـئه هـا و دسـيـسـه هـاى دشمن همت گماشت و در دام مشغوليت با مسائل حاشيه اى و فرعى و فراموشى دشمن اصلى گرفتار نشد و متقابلا تكيه گاهها و نـقـاط قابل اتكا و اعتماد و مراكز و منابع تامين نيرو و امكانات جبهه اسلام و انقلاب را در مقابله با دشمن بخوبى شناخت و از تمامى آن امكانات بدرستى سود جست . درك اهميت مسئله فرهنگ در معناى عام و گسترده آن و جايگاه عظيم جبهه فرهنگى در صحنه مبارزه همه جانبه حـق و بـاطـل بـويـژه در شـرايـط امـروزين جهان از مصاديق بارز اين تيزبينى و دقت نظر ايشان است .
درهـمـيـن راسـتـا، امـام نـسـبـت بـه راهـهـاى نـفوذ و روش ها و مكانيسم هاى پيداوپنهان سلطه فرهنگى دشمن بر مراكز آموزشى و تربيتى بويژه دانشگاهها و مراكز حساس كه نهايتا بـه سـلطـه هـمـه جـانبه بر كشور مى انجامد، حساسيت و تيزبينى ويژه اى داشتند و مسئله اعـزام دانـشجو به خارج را از اين نقطه نظر مورد توجه قرار دادند. ايشان در فرصتها و مـوارد مـتـعـدد ايـن نـكـتـه را يادآور مى شوند كه خارجيها و بيگانگان بنا ندارند جوانان و فـرزنـدان مـلتـهـاى مـسـلمـان و جـهـان سـوم را كـه بـراى تـحـصـيل به آن كشورها رو مى آورند با دست پر برگردانند و به همين لحاظ نوعا نسبت بـه اصـل ايـن سـياست ، با نوعى ترديد وبدبينى نگريسته ، تاكيد بر مراكز داخلى و بـسـط و تـوسـعه آنها را به نحوى كه ما را از خارج بى نياز كند، مورد نظر داشته اند. به عنوان نمونه مى توان به موارد زير اشاره كرد.
جوانان عزيز ما كه سرمايه هاى ميهن هستند بايد بدانند كه رفتن به غرب و شرق براى آمـوخـتـن عـلوم مـخـتـلف ، آنـان را از رسـيـدن بـه مـقـصـود كـه استقلال و آزادى است باز مى دارد و وابسته شان خواهد نمود. بايد به خود تلقين كنيم كه در غرب هيچ خبرى جز عقب نگه داشتن ما از قافله تمدن و تعالى نيست .))428
...
در خارج به جوانان ما درس اساسى نمى دهند... اين طرز تفكر كه غير از خارج در جاى ديـگـر نـمـى شـود تـحـصـيـل كرد امرى است باطل چرا كه با اينگونه تبليغات مى خواهند جوانان ما را به خارج بكشند و با تفكر خودشان به ايران برگردانند.))429
در جاى ديگر مى فرمايد:
بـايـد بـه خـود تـلقـين كنيم كه در غرب هيچ خبرى جز عقب نگه داشتن ما از قافله تمدن و تـعالى نيست . ما پيشرفتهاى دنياى غرب را مى پذيريم ولى فساد غرب را كه خود آنان از آن نـاله مـى كنند، نه ! غرب پيشرفتهايى كه دارد پيشرفتهاى مادى است دارد و دنيا را بـه صـورت يـك جـنگنده ، به صورت يك وحشى بار مى آورد. تربيت غرب ، انسان را از انـسـانـيت خودش خلع كرده . ما باورمان آمده است كه همه چيزها در غرب است ، خير! آن چيزى كـه در غـرب اسـت تـربـيت حيوان درنده است . تا ما از آن غربزدگى درنياييم و مغزمان را عـوض نـكـنـيـم و خـودمـان را نـشـنـاسـيـم ، نـمـى تـوانـيـم مستقل باشيم ، نمى توانيم هيچ داشته باشيم .430
مقام معظم رهبرى در بيان اين ويژگى امام (ره ) مى فرمايد:
امام ، دو خصوصيت ديگر هم داشت كه اين هم جز با نورانيت الهى ممكن نبود و آن عبارت بود از: دشـمـن شـنـاسـى و دوسـت شـنـاسـى . در شـنـاخـت دشـمـن هـا و دوسـت هـا اشتباه نكرد. از اول ، دشـمـن هـا را شـنـاخـت و آنـهـا را اعـلام كـرد و تـا آخر هم در مقابلشان ايستاد و نيز از اول ، دوست ها را شناخت و آنها را اعلام كرد و تا آخر هم دوستى آنها منتفع نشد.431
امام با شهامت و شجاعت تمام در افشاى چهره مستكبران اينگونه فرياد مى زند:
مـا اگـر چـنانچه قدرت داشته باشيم تمام مستكبرين را از بين خواهيم برد. سلامت و صلح جـهـان بسته به انقراض مستكبرين است ؛ و تا اين سلطه طلبان بى فرهنگ در زمين هستند، مستضعفين به ارث خود كه خداى تعالى به آنها عنايت فرموده است نمى رسند. ما آن صدمه اى كه از قدرتهاى بزرگ خورديم ، بايد بگوييم كه بالاترين صدمه ، صدمه شخصيت بوده . امروز وضع سياسى دنيا طورى است كه تمام كشورهاى عالم در تحت نظر سياسى ابرقدرتها هستند. تمام گرفتاريهايى كه ملتها پيدا كردند، از دست اين ابرقدرتهاست . تـمـام مـقـصد اين جنايتكارها رسيدن به يك نقطه است ، قدرت ؛ قدرت براى كوبيدن هر كسى كه در مقابلشان است . بر روشنفكران است كه هرچه بيشتر در رسوايى ابرقدرتها و قـدرتـهـا بـكوشند. بدانند كه كشورهاى قدرتمند فرصت طلب ، كه غايت آمالشان دست يافتن بركشورهاى اسلامى و مستضعف است ، آنان را در موقع گرفتارى تنها مى گذارند، وكـلمـه وفـا در قـامـوس آنـان راهى ندارد. متحد شويد كه در سايه اتحاد پيروزيتان بر ابرقدرتها حتمى است .))432