زن
در آينه دفاع
مقدس
سارا
مهدوى «اينجانب
در طول اين
جنگ، صحنههايى
از مادران،
خواهران و
همسران عزيز
از دست داده،
ديدهام كه
گمان ندارم
در غير اين
انقلاب
نظيرى داشته
باشد. اين
عظمت اسلام
است كه در
چهره زنان
انقلابى ما
آشكار شده
است و امروز
بحمدالله
آشكار است.» «امام
خمينىقدس
سره» 1
در
31 شهريور ماه
سال 1359 در حالى
كه جمهورى
اسلامى
ايران پس از
گذشت نزديك
به يك سال و
اندى مبارزه
عليه ظلم و
استبداد در
حال استقرار
يافتن بود،
به ناگاه
مورد هجوم
همسايه غربى
كشورمان
عراق واقع شد
كه بر اساس
فرصت طلبى و
موقعيتسنجى
بر آن بود تا
مطامع و
خواستهاى
جاه طلبانه
خود را از
طريق جنگ
ظالمانه و
ناخواسته بر
كشور،
انقلاب و
مردم ما
تحميل كند;
جنگى كه از هر
حيث، چه
امكانات و
شرايط و نيز
از جهات
سياسى،
اقتصادى،
اجتماعى و
نظامى كاملا
نابرابر بود. البته
انقلاب
اسلامى كه از
بدو پيروزى
تا آن زمان،
همواره از
جانب غرب و
رهبرى آن
بلوك; يعنى
امريكاى
قداره بند،
تحت فشارى
شديد قرار
داشت،
آمادگى
مقابله با
چنين تجاوزى
را نداشت.
بويژه اين كه
در داخل كشور
نيز جناحهاى
وابسته به
غرب، با
ايجاد
هياهوى
تبليغاتى و
نيز درگيرىهاى
نظامى در
گوشه و كنار
مملكت، توان
دولت نوپا را
تضعيف نموده
و رسيدگى به
امور را براى
مسئولان
عملا مشكل و
دشوار مىساختند.
از
سوى ديگر
نيروهاى
نظامى كشور
نيز به خاطر
تبعات قهرى
انقلاب و
رويدادهاى
پياپى ناشى
از سران فرصت
طلب و خائن
خود، هنوز
مراحل
بازسازى را
بطور كامل
پشتسر
ننهاده
بودند و طبعا
در اين
شرايط، در
آسيب پذيرى
جدى به سر مىبردند
كه جنگ
ناخواسته بر
ما تحميل
گرديد و حصر
اقتصادى نيز
بر مشكلات
متعدد كشور
افزود. 2
ارتش
عراق كه
براساس
محاسبات
دقيق از
وضيعت و
شرايط داخلى
و خارجى
جمهورى
اسلامى، فتح
يك هفتهاى
تهران را
انتظار مىكشيد،
در روزهاى
نخست تجاوز،
بى آن كه با
مانعى جدى در
مرزها
برخورد
كند،گستاخانه
به خاك ما
هجوم آورده و
هم چنان به
پيش مىراند
تا آنجا كه
خود را پشت
دروازههاى
اهواز و
خرمشهر ديد و
با مشاهده
اين وضعيتبه
تداوم تجاوز
علاقمندتر
گرديد. آن
روز تمامى
مردان و زنان
سلحشور
ايران
اسلامى با
حضور در صحنه
جنگ، حماسهاى
فراموش
ناشدنى را
آفريدند، و
از آن پس بود
كه خلق حماسهها
آغاز شد و
سراسر جبههها
آوردگاه تن و
تانك بود.
رويارويى
عشق و ايمان
با كفر و
الحاد، و
عجيب آن كه در
آن شرايط
براستى
نابرابر
تانك از
مقابله با
انسانهاى
عاشق عاجز و
ناتوان بود. 3
حضور
مردم ايران
در مقابله با
هجوم نظامى
عراق از برگهاى
زرين انقلاب
و نظام مقدس
جمهورى
اسلامى است
كه هيچ گاه از
يادها
فراموش
نخواهد شد. در
اين ميان
حضور
دليرانه و
خستگى
ناپذير زنان
در صحنه دفاع
مقدس به
عنوان يكى از
عناصر
اجتماعى و
بارز رقم
خورد و اينان
به حق در اداى
دين خود نسبتبه
اسلام و به
انقلاب از
هيچ گونه
يارى و مدد
مادى و معنوى
استنكاف
نورزيدند. مىدانيم
كه خطوط مقدم
و رويارويى
اصلى فيزيكى
در ميادين
نبرد در قبضه
دلير مردان
رزمنده بود،
ولى
پشتيبانى و
حمايت همه
جانبه زنان
در
خاكريزهاى
عقبه
نيروهاى
خودى و بر طرف
نمودن
نيازهاى
آنان (اعم از
لباس، غذاو...)
برآوردگار
ثبات قدم و
استقامت
رزمندگان
بود. داشتن
روحيه و قوت
قلب
رزمندگان در
گرو حمايتهاى
معنوى زنان
خدا جويى بود
كه در پشت
جبهه، مشغول
خدمتبودند
و امام خمينىرحمه
الله
فرماندهى كل
قوا - كه حضور
نيروهاى
رزمنده در
جبهههاى حق
عليه باطل
مرهون نفس
مسيحايى او
بود - در توصيف
ايثار جان و
تجلى شهادتطلبى
زنان در طول
هشتسال
دفاع مقدس مىفرمود:
«زنها
به من مىگويند:
شما دعا كنيد
كه ما شهيد
بشويم. بعضى
از زنها مىآمدند
اينجا مىگفتند
كه شما اجازه
بدهيد ما
برويم
كردستان در
آنجا جنگ
بكنيم و من
گفتم: نه،
صلاح نيست ،
ملت و ارتش
كار را انجام
مىدهند...اين
يك تحولى بود
كه در صدر
اسلام بين
مسلمين حاصل
شده بود كه
شهادت را
براى خودشان
فوز مىدانستند.»
(1) 4
حضور
زنان در عرصههاى
گوناگون جنگ
تحميلى
داراى جلوههاى
متفاوتى بود
كه هر كدام از
آنان حكايتى
شنيدنى و
بياد ماندنى
از آن دوران
پر خاطره مىباشد.
در
ميان تمامى
فقها اين
مساله جارى
است كه در
برابر تهاجم
دشمن، بر همه
واجب است كه
به دفاع
برخيزند و
احدى در اين
مساله نظر
مخالفى را
ابراز
ننموده است. حضرت
امام خمينى
قدس سره در
كتاب «تحرير
الوسيله» مىنويسد:
«لو
غشي بلاد
المسلمين او
ثغورها عدو
يخشى منه على
بيضة
الاسلام و
مجتمعهم،
يجب عليهم
الدفاع عنها
باية وسيلة
ممكنة من بذل
الاموال و
النفوس» هرگاه
دشمنى بر
سرزمينهاى
مسلمين و يا
به مرزهاى
آنها حمله
آورد كه ترس
از بين بردن
اصل اسلام و
جامعه
اسلامى از آن
برود، بر همه
مسلمين (زن و
مرد) واجب استبا
هر وسيله
ممكن به دفاع
برخيزند و در
اين راه از
بذل مال و جان
دريغ نكنند. (2)
علماى
قبل از امامرحمه
الله نيز بر
اين مهم صحه
گذاشتهاند،
مثلا علامه
حلىرحمه
الله در كتاب
«قواعد» خود
در آغاز بحث
جهاد مىفرمايد:
«...
و اذا وطا
الكفار دار
الاسلام،
وجب على ذي
قوة قتالهم،
حتى العبد و
المراة و
انحل الحجر
عن العبدمع
حاجته اليه...» ...
و چنانچه
كفار بر
سرزمين
اسلام حملهور
شوند، بر هر
فرد
نيرومندى
واجب است كه
با آنها جنگ
كند حتى
بردگان و
زنان و
ممنوعيت از
بردگان در
صورت نياز به
آنان
برداشته مىشود.
زنان
مسلمان ما در
برابر تسليم
شدن مقابل
اين فتاوا بى
صبرانه در
انتظار خدمت
گذارى لحظه
شمارى مىنمودند
و در راه خود
هرگز درنگ
نمىنمودند. و
اما كيفيتحضور
زنان به دو
شكل، مستقيم
و غير
مستقيم، در
اين دوران
خلاصه مىگردد.
در
شكل مستقيم،
گر چه زنان از
حضور در صحنه
و خط مقدم
معاف بودند،
ولى با شروع
جنگ شهرها و
حملات
موشكى، حالت
تدافعى
همگان خصوصا
زنها بيشتر
گرديد، چون
در اين رزم بى
امان از سوى
ارتش عراق
مورد حمله
موشكى واقع
شده بودند.
حتى در اوايل
جنگ، اين
زنان شير دل
خرمشهر و
سوسنگرد و
هويزه بودند
كه در هجوم
ناجوانمردانه
دشمن در كنار
مردان خود
قدم به قدم با
بعثىها
درگير شدند و
در عقب راندن
دشمن از جان
خويش هم مايه
نهادند. در
شكل غير
مستقيم،
زنان حكايت 70
من مثنوى
دارند كه
چگونه با
كارهاى
خدماتى و
پشتيبانى
خود در عقبه،
موجبات
دلگرمى
رزمندگان را
فراهم
نمودند. امام
اين حضور غير
مستقيم را كه
از حضور
مستقيم ذرهاى
ارزش آن كمتر
نبود، كرارا
متذكر مىشدند.
بيان تجلى
ايثار در راه
انقلاب و
امام تداومگر
گذر زمان در
برابر هر
گونه تجاوز
از سوى
دشمنان است. از
جمله خدمات
اين مرحله
زنان; مىتوان
به ايثار
فرزندان خود
در راه حيثيت
و اصلاح
جامعه نام
برد. هنوز
يادمان
نرفته است چه
بسيار
مادران
سلحشورى
بودند كه با
تربيت اولاد
صالح و معرفى
آنان به
مراكز بسيج
جهت اعزام به
جبهه قوت قلب
مسئولين جنگ
را سبب مىشدند.
امامقدس
سره اين صحنه
را اين گونه
بيان مىنمودند:
«...خدا مىداند
در طول تاريخ
مثل اين
مادرها ما
نداشتيم،
الا كم كه
فرزندانش
كشته بشوند و
بعد بيايد
بگويد كه نه،
من افتخار مىكنم.
بعضى از جوانها
به من مىگفتند
كه اين
مادرها ما را
گرم نگه
داشتهاند.
عكس العمل
اين مادرهاى
جوان مرده ما
را زنده نگه
داشته و گرم
نگه داشته
براى اين كه
اينها
هستند كه به
ما شجاعت
ميدهند. اينها
هستند كه ما
را تشويق مىكنند.»
(3) جلوه
ديگر ايثار
زنان، ايثار
همسران
محبوب خود
بوده است كه
بهترين و
اصلىترين
تعلق خويش كه
همسر باشد را
با تمام
مشكلات و
دلبستگىها
تشويق و
ترغيب به
حضور در
ميادين جنگ
مىنمودند
تا آنجا كه
امامقدس
سره زبان به
مدح آنان
گشوده و مىفرمايد:
«كجا ما از
زنان، آن
قدرت و عظمت
را ديده
بوديم كه
امروز داريم
از مادران
شهيد مىبينيم؟
كجا ما از
زنان جوان آن
فداكارى را
ديده بوديم
كه در دوران
جنگ ديديم،
آنان همسران
محبوبشان را
به ميدانهاى
جنگ مىفرستادند
و راز عفت و
امانت آنها
را حفظ مىكردند
تا آنها با
خاطر آسوده
در ميدانها
باشند.» (4) زنان
ما نه در اين
برهه كه در
دورههاى
تاريخى
متعدى، اين
گونه درخشش
نمودهاند
كه دوست و
دشمن بدان
معترف مىباشند.
هنوز تاريخ
هجوم مغول و
فعاليت زنان
مسلمان و
حضور اصيل
آنان در صحنههاى
سياسى عصر
مشروطيت،
جنبش تنباكو
و انقلاب
اسلامى را
فراموش
نكرده است و
در يك كلام
حضور مردان
خداجو و
شهادت طلب از
دامن چنين
زنان و
مادرانى
بوده است كه
به صحنه
مبارزه راه
يافتهاند;
بنابر اين
هيچ صحنهاى
از تاريخ
مبارزات
اسلامى
نبوده الا
اين كه زنان
مسلمان در آن
نقش بسزايى
را داشتهاند.
ستادهاى
پشتيبانى
دوران جنگ كه
رفع
نيازمندىهاى
رزمندگان
خطوط مقدم را
بر عهده
داشتند،
عمده
نيروهايشان
را زنان
متدين و
مبارز تشكيل
مىدادند.
تهيه
مايحتاج
جبههها از
عمدهترين
فعاليتهاى
اين ستادها
بحساب مىآمد.
اينان شبانه
روز بدون چشم
داشت، به
كمترين
مواهب مادى،
خدماتى
تحسين
برانگيز را
ارايه مىدادند.
لباس، كفش،
طلا و جورابهاى
بافتنى اين
زنان در جبههها
رنگ و قيمتى
ديگر داشت. از
فعاليتهاى
ديگر اين
انسانهاى
سليم و عزيز،
حضور آنان در
بسيجهاى
مقاومت و
شركت در
اردوهاى
بسيج مىباشد
كه بازتاب
جهانى از
خويش بر جاى
مىنهد. حضور
اينان نشان
دهنده روح
مبارزه و
ايثار و
شجاعتى بود
كه مىخواستبه
زنان جهان و
ابرقدرتها
اثبات نمايد
كه زنان
ايرانى به
بركت انقلاب
اسلامى
هويتى دگر
يافتهاند
كه بيانگر
شخصيت وجودى
آنان است. بيمارستانها
و پستهاى
امدادى و
پرستارهاى
مجروحين جنگ
از جلوه بارز
ديگر حضور
غير مستقيم
زنان مسلمان
در ميادين
جنگ بوده است
كه با خدمات و
فعاليتهاى
جدى خود در
محضر
مجروحين و
جانبازان،
موجبات بالا
بردن روحيه
رزمندگان مىگرديدند;
بنابراين
نقش زنان در
طول دفاع
مقدس حاكى از
مشاركت جدى
آنان بود كه
دوش بدوش
مردان و
رزمندگان در
صحنههاى
مقدس حضور مىيافتند
و از انقلاب و
ارزشهاى آن
با تمام وجود
خود پاسدارى
مىنمودند. به
گواهى تاريخ
در صفحات پر
افتخار ملتها
اين زنان با
غيرت و امانت
دار بودند كه
در حريم مقدس
و پاكى
طريقشان
ثابت مانده و
تمام اميد و
آرزوهايشان
را به آنچه
مصلحت ملت و
مكتبشان
بوده پيوند
زده و سعادت
واقعى را
جستهاند. در
تحليل حضور
زنان
مهمترين
نكته اين است
كه بايد در
كليه برنامهها
مساله گسترش
نفوذ قدرت
اسلام در
تمامى ابعاد
حيات و بالا
رفتن نسبت
تاثير در
تغيير
موضوعات و هم
چنين در
پيدايش
موضوعات
جديد در جهان
اصل قرار
گيرد. بالاترين
الگوى
رفتارى زنان
در هشتسال
دفاع مقدس، «حضرت
زهراعليها
السلام» بود;
او كه در تمام
زندگيش،
پيروى و
حمايت از
ولايت مشهود
بود. زمانى كه
جنگ تهاجمى
اسلام عليه
كفار واقع
گرديد، حضرت
بعنوان
بهترين
پرستار و
لجستيك،
ايفاى وظيفه
مىنمودند و
اما هنگامى
كه جنگ حالت
تدافعى پيدا
مىكرد،
ايشان خود را
سپر مولاى
خود; يعنى على
بن ابى طالبعليه
السلام مىنمودند
تا جايى كه
حتى با وجود
حضور علىعليه
السلام در
خانه،
هنگامى كه
وجود مبارك
ايشان مورد
حمله دشمن
قرار گرفت
ايشان به پشت
در آمدند و از
شدت درد از
هوش رفتند و
پس از آن كه به
هوش آمدند
بمحض اين كه
مشاهده
كردند ولى
اعظم خدا را
بطرف مسجد مىبرند،
تا آخرين
رمقشان از
مقام ولايت
دفاع نمودند.
اين امر
نشانگر اين
بود كه حضرت
فاطمه حيات
گرانقدر خود
را صرف حمايت
از مقام
ولايت مىنمودند.
بنابراين
نقش زن در
تمامى صحنههاى
سياسى و
اجتماعى
خصوصا دفاع
مقدس بيانگر
جلوههاى
تاريخى در
نقش اول آنان
در تحولات
اجتماعى و در
نهضتهاى
اسلامى
معاصر و
همدوشى زنان
و مردان در
تمامى صحنههاى
درگيرى با
اجانب بوده
است. امام
خمينى
پيرامون نقش
زنان در صحنههاى
انقلاب و
دفاع مقدس مىفرمايد:
«زنان حق
بيشترى از
مردان دارند.
زنان مردان
شجاع را در
دامان خود
بزرگ مىكنند.
اگر زنان
شجاع و انسان
ساز از ملتها
گرفته شود،
ملتها به
شكست و
انحطاط
كشيده مىشوند.»
(5) حسن
ختام اين كه;
آثار دلاورىها
و پيروزى
رزمندگان
حكايت از
حضور
فعالانه زنهاى
دلاور و
سلحشورى است
كه گام به گام
در لحظه لحظه
جنگ، شركت
كرده و
موجبات بركت
و روزى
رزمندگان در
عملياتهاى
مختلف
گرديدند و چه
زيبا سرود
امام خمينىقدس
سره پيرامون
فداكارى و
مقاومت زنان
در جنگ
تحميلى كه: «...مقاومت
و فداكارى
زنان بزرگ در
جنگ تحميلى
آن قدر اعجاب
آميز است كه
قلم و بيان از
ذكر آن عاجز،
بلكه شرمسار
است.به
اعتقاد من
بخش مهم محيط
گرم و پرشور
جنگ مربوط به
جمعيت فكرى
خواهران است
و اگر زنان
ما، در اين
حال و هواى
فكرى نبودند
نيمى از اين
شور وجود
نداشت.» پىنوشتها:
1)
صحيفه نور، ج 9،
ص 242. 2)
تحرير
الوسيله، ج 1،
ص 485 ( فصل دفاع). 3)
صحيفه نور، ج 2،
ص 271. 4)
سخنرانى در
تاريخ 26/9/ 61. 5)
صحيفه نور، ج 5،
ص 153.
|